تبليغاتX
مشق شب - برای مسیح علی نژاد
مشق شب حکایت مشقهای ننوشته ای است که اکنون مینویسم

سلام بچه محل یا هم استانی خوبی؟ اونور اب خوش گذشت. مدتهاست که به احترامت از جا بر میخیزیم و نگرانت میشویم و نگرانمان میکنی. شهر تو به جامعه مطبوعات کشور دو جوان هدیه کرد که هر یک راه مخالف دیگری را در این عرصه میپیمایند یکی حامد طالبی که میشناسیش و نان خوش خدمتیهایش به این دولت را به کرار میخورد و دیگری تویی که چوب عدم خدمتت را میخوری . معصومه عزیز یا مسیح جان این روزها قلمت را چنان بر سر مردمان سرزمینت کوبیدی که دوست و دوشمن از دستت دلگیر شدند. عذر خواهی امروز تو هم دردی دوا نکرد . تو خود میدانی که ما هر چقدر منتقد عملکرد دولت و دولتمردان باشیم نمیتوانیم منتقد منصف نباشیم . انصافی که خود تو نیز به ان معترف بودی و هستی . در تمام دنیا مردم نسبت به جایگاه بالاتر خود حسی کنجکاوانه دارند. انجا که به استقبال مقامی میروند نه نیاز است و نه پاچه خواری بلکه شاید در درجه ای حسن نیت است و رسم میهمان نوازی و در درجه دیگر کنجکاوی از اینکه ان مقام را از نزدیک ببینند و عکسی بیگیرند و حرفی رد و بدل کنند . حالا توصیف تو از اینکه اینها شبیه دلفین هستند به چه ایده باطلی بر میگردد بماند . هیچ فکر کرده ای که اگر خدای نکرده این روزنامه هم توقیف بشد این بار تو مسئول بیکار شدن عده ای فقط به خاطر اشتباهت هستی. حال بهتر است عذر خواهی رسمی کنی و از کرده ات بهتر از قبل ابراز پشیمانی کنی تا این اتشی که برافروختی زودتر خاموش شود . زیاده عرضی نیست .

با تشکر:محمد(مشق شب)

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:58  توسط محمد(مشق شب)  |