تبليغاتX
مشق شب - دیگر به این وبلاگ سر نزنید یا پریشان حالی یک وبلاگ نویس
مشق شب حکایت مشقهای ننوشته ای است که اکنون مینویسم

از خودم میپرسم که چی؟

متن غلط کردم که وبلاگ مینوشتم را به زودی مینویسم اما دیگر چه رسمی و چه غیر رسمی نخواهم نوشت چه اینجا و چه هر جای دیگر. وبلاگ دیگرم هم در ورد پرس تا اطلاع ثانوی تعطیل خواهد شد. وبلاگی حتا تو هم نمیدانی که من مینویسم. حالا میخواهی باور کن یا باور نکن. دیگر نخواهم نوشت پس اصرار نکنید. این وبلاگ این ساعت تخته شد.

لعنت به من بابت تمام نوشته هایم که میامدید و میخواندید و نظر یا می گذاشتید یا نه . بابت همه چیز پوزش.

این وبلاگ تقدیم میشود به : تو - محمد اقازاده-حسین نوروزی-حسین درخشان-شاهد حلاج-میترا خلعتبری-محمود خلعتبری -علی پروین -هادی-بهنام قلی پور-بیتا صالحی بختیاری-رباب -خانواده رجبی-مریم مهتدی-زادمهر-حمید رضا علاقهبند-عسل-شبنم-سمیرا-پریسا-مازیار عارفانی-محمد شکوری-بنیامین محمدی-علیرضا شیرازی-معصومه-مسعود دهنمکی-سینا شعبانی-ارش-رباب-مجید توکلی-شقایق-اقای همسر-بادبادکباز-تمام بچه های خوابگاه حدیق و صاحب خوش اخلاقش -امید ایران مهر-مریم-اون یکی مریم -فرزانه-مسیح-خانم کلاغه-سعید تنکابنی-مطبوعاتی سر کوچه-سهیل اقا زاده-احمد-خورشید خانم و تمام کسانی که در این بلاگ و اون یکی سالهاست که ما رو مورد لطف خود قرار دادند و ما یادمون رفت اسمشو بیاریم.

 ما همچنان به وبلاگهای شما سر خواهیم زد ما همچنان حسرت موضوعاتی که میخواستیم بنویسیم و ننوشتیم را خواهیم خورد ما نظراتتان را خواهیم خواند. ما همچنان عاشقتان خواهیم ماند (این ما شامل خودم و من میشود). به امید دیدارتان.

کارم داشتید واسم کامنت بذارید. با رعایت کلیه شئونات اسلامی و غیر اسلامی 

اقا هر کی اسمش از قلم افتاد بگه که بعدا اضافه کنم.

دلم واسه اینجا تنگ میشه.

همش دروغ بود. باور نداری زنگ بزن.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 19:9  توسط محمد(مشق شب)  |