تبليغاتX
مشق شب - ما ز یاران چشم یاری داریم
مشق شب حکایت مشقهای ننوشته ای است که اکنون مینویسم

از تمام دوستان محترم و محترمه که شدیدا دوستشون دارم و به دوستیشون احترام میذارم تقاضا دارم اول اگه مشکلی توی پستهای بلاگم هست به خودم بگن بعد شروع به صفحه بندی ( یعنی صفحه گذاشتن) کنن . الان یکی از بچه های تیم ملی میگفت شنیدم دوباره یه چیز ناجور نوشتی و کلی حرف دیگه . گفتم اخه با اون تعریفی که تو شنیدی من چیزی ننوشتم . نمیدونم چرا دردودل این روزهای من بعضی ها رو داره شدیدا عصبانی میکنه . اقا یه غلطی کردیم یه بار تموم شد و رفت میخواین روزی ۳ بار زنگ بزنم بگم گه خوردم . چرا اخه اشک منو در میارین . بابا این پست قبلی اینقدر بی پرده و تیز بود که بهتون بربخوره و پشت سرم حرف بزنین . یعنی از پستهای بی پرده تر برخی دوستان هم بدتر بود . به خدا نمیدونم کی حرفی زده و کی نارحت شده اما اون طوری که اون دوستمون شنیده بود واویلا.


تو خود تویی که الان اینجایی و داری منو نگاه میکنی سریع خودتو معرفی کن.                                     از دستنوشته های وبلاگ مشق شب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 13:44  توسط محمد(مشق شب)  |