تبليغاتX
مشق شب - باز امد بوی ماه مدرسه
مشق شب حکایت مشقهای ننوشته ای است که اکنون مینویسم

اخ جووووووون ماه مهر. سالها اول مهر و شروع پاییز برای ما مصادف بود با اغاز سال تحصیلی و کلاس بالاتر . مدرسه برای ما که کلا به ظاهر اروم بودیم و در باطن شر جایی بود برای دیدن دوستان و شیطنت و بوفه و کتابخونه و سوزن گذاشتن روی صندلی معلم و .....

بعدها اول مهر هیچ حسی در ما ایجاد نمیکرد چون دانشگاه که میرفتیم تازه کلاسامون از وسطهای مهر شروع میشد . اما الان چقدر دلم واسه مدرسه تنگ شده . پاییز اومد و ما هنوز داریم سال سوم رو توی این شرکت لعنتی سر میکنیم . دلم چقدر واسه پاییز تنگ شده بود . واسه حس مدرسه رفتن . امروز زود از خواب بلند شدم و با خودم گفتم کاش به جای شرکت الان میرفتم مدرسه و رفتم . الکی رفتم توی یه مدرسه راهنمایی نزدیک خونمون و یه دور چرخیدم الکی. خوشبحال دانش اموزان که قدر این روزها رو نمیدونن.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 12:49  توسط محمد(مشق شب)  |