تبليغاتX
مشق شب - اگه خونه خالی داری میام
مشق شب حکایت مشقهای ننوشته ای است که اکنون مینویسم

انقدر دنبال خونه گشتم تا پاهام تاول زد و بلاخره نتیجه داد. حالا منم صاحب خونه شدم . یه خونه ۱۰۰ متری توی مرزداران . یه سری از وسایلم هم اوردم چیدم . این دفعه که رفتم شمال باید کتابام هم بیارم .

 روند پیدا کردن خونه این روزها شده مصیبت هر چی بیشتر بگردی کمتر نتیجه میگیری . صاحبخونه ها هم که پول خون باباشونو میگیرن.

پسره سرش رو از شیشه ماشین اورد بیرون و یواش طوری که فقط دختره بشنوه گفت: شبی چند میگیری؟ دختره یه نگاهی کرد گفت اگه خونه خالی داری میام. پسره سرش رو برد توی ماشینو گازشو گرفتو رفت . دختره تا چند ساعت دنبال مشتری با خونه خالی میگشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 15:52  توسط محمد(مشق شب)  |