مشق شب حکایت مشقهای ننوشته ای است که اکنون مینویسم
تركه مرده شور بوده، بعد از يه مدتي ميگيرنش دهنش رو سرويس ميكنن. رفيقاش ميپرسن بابا مگه اين بيچاره چي كار كرده بود؟ ميگن: اين پدرسوخته سوالاي شب اول قبر رو تكثير كرده بود بين مردهها تقسيم ميكرد!
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم خرداد 1384ساعت 15:42  توسط محمد(مشق شب)
|
رویای شبانه ات چقدر کوچک میشود وقتی شاعری زمین میخورد این وبلاگی درباره همه چیز است (سیاسی.اجتماعی.طنز وشعر............)