تبليغاتX
مشق شب - جوابیه ای به نامه ای به یک فاحشه
مشق شب حکایت مشقهای ننوشته ای است که اکنون مینویسم
مدتی پیش متنی را نوشتم با عنوان نامه ای به یک فاحشه. نمیدانم از کجا ولی توی

کامنتهایی که تایید نکردم جوابیه ای دریافت کردم از کسی که خودش را فاحشه ای

 معرفی کرد که ۴ سال است(به اذعان خودش از ۱۸ سالگی) که فاحشگی میکند.

حالا عین کامنت را بنا به درخواست خودش توی این پست میگذارم .:

من فاحشه ام تن فروش مملکتی که دینش اسلام است و رسمش تن فروشی. توی دنیای تو

کی تن فروشی نمیکند.همه ما به نوعی داریم تن فروشی میکنیم. تو برای من و من برای تو

کشور من مملکت غیرت است اما فقط برای مادر و خواهر و.... بقیه گاهی تا حد روسپیهای

کنار خیابان پایین میایند. ای دوست من فاحشگی من نه از سر لذت است و نه از سر نیاز

فاحشگی من فقط و فقط برای ارضای عقده های روانی توست. ارضای کسانیست که بتوانند

از غیرت دم بزنند و خود را ادمی غیرتمند نشان دهند. من و امثال من وقتی اسیر دستان امثال

شماهاییم به هیچ چیز نمیتوانیم فکر کنیم ما فقط بعد از ارامش تو به دردهایی فکر میکنیم

که باید به دنبال علاجش باشیم.

دوست من غیرت را قی کن و فقط از لحظاتی که با امثال من سر میکنی لذت ببر

به قول شاعر  مرا رها کن از این فکر تنهایی.........

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 16:39  توسط محمد(مشق شب)  |