تبليغاتX
مشق شب -
مشق شب حکایت مشقهای ننوشته ای است که اکنون مینویسم
بیحسم . اونقدر بی حسم که دوست دارم سالها توی این خلسه

وهم الود غرق باشم و بخوابم . دنیا یواش یواش داره گند کاریهاش

رو به رخ من میکشه .

از دور صدایی میاد: اندکی صبر سحر نزدیک است.

+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 19:29  توسط محمد(مشق شب)  |