تبليغاتX
مشق شب -
مشق شب حکایت مشقهای ننوشته ای است که اکنون مینویسم
واقعا اشتیاقی برای نوشتن ندارم . دپرس دپرسم . اعصابم خورده . به قوله یکی

له شدم . که چی بشه ؟ اخرش که چی ؟ شاید این اخرین پستم باشه . منی

 که همه رو به نوشتن تشویق میکردم الان خودم بی انگیزه شدم .

تا اطلاع ثانوی و تا زمانی که یکی این انگیزه رو در من ایجاد بکنه

خداحافظ همه دوستان.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 15:44  توسط محمد(مشق شب)  |