چی بگم ... احساس خفقان میکنم ... دلم میخواد برم تو کوه و فریاد بکشم ... دلم میخواد دیگه زنده نباشم ... دلم میخواد ای کاش انسان نبودم ... ای کاش سنگ بودم ... ای کاش پرنده ای بودم تا این برکه خون را ترک میکردم و به اوج آسمان می رفتم ...
امروز بغض نوزده روزه خود را رها کردم و دل سیری گریستم ... فکر نمیکنم انسانی روی کره زمین پیدا بشه و با دیدن تصاویر صبح امروز قانا باز هم بتونه به زندگی عادی خودش ادامه بده ...
خدایا ... بنازم به صبرت که چقدر طولانیه ...
اینهم تصویر پدر ی که فرزند کشته شده اش را روی دست گرفته .

+
نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 18:50  توسط محمد(مشق شب)
|