تبليغاتX
مشق شب -
مشق شب حکایت مشقهای ننوشته ای است که اکنون مینویسم
گاهی دوستیها رنگ میبازد. گاهی اعتماد به راحتی از بین می رود . گاهی  

 خیانت مقدس میشود. در زندگی به کسانی اعتماد می کنی و دوستشان

داری و حاضری برایشان هر کاری بکنی که برای ضربه زدن به تو ماهها

نقشه

میکشند و تو را متهم به ننگین ترین کارها میکنند و اما اکنون من برای

مبارزه  از همیشه اماده ترم . گلادیاتور سپرت را بالا بیاور من شمشیرم را

کشیده ام.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 21:21  توسط محمد(مشق شب)  |