تبليغاتX
مشق شب -
مشق شب حکایت مشقهای ننوشته ای است که اکنون مینویسم

سلطان قلبم

کاش باور داشتی که همیشه در قلب منی عاشقانه دوستت دارم

تا بی نهایت!

کاش باور داشتی که در جنگل همیشه سبز خاطراتم تک درخت یادت را همیشه جنگلبان خواهم بود

کاش باور داشتی که غم غصه هایم را مرحمی جزء تو التیام نخواهد بخشید!

کاش باور داشتی که تک فانوس شبهای بی ستاره ام هستی!

سلطان قلبم

بیا که دیگر زمانی نمانده است برای باور دوباره زندگی

پس دستم را بگیر

والتماس دستم را بپذیر

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 17:11  توسط محمد(مشق شب)  |