تبليغاتX
مشق شب -
مشق شب حکایت مشقهای ننوشته ای است که اکنون مینویسم
با سلام خدمت همه دوستان به خصوص...........(به کسی چه) با اجازه همگی توی تجریش بودم که.... 

البته به خیر گذشت و خانمه فهمید سوئ تفاهم شده و حتی معذرت خواهی هم کرد (ما اینیم)

خلاصه دوستان این روزها اینقدر رفتیمه تو خودمون که حالا حالاها از این لاک بیرون بشو نیستم

پس انتظار مطلب جدید را نداشته باشد    فقط یه چیز اون هم

دستور نان پای سفره اوردن

کمی ارد را با اب مخلوط میکنیم و هم میزنیم بعد دستامون را میشوریم پول بر میداریم و میریم در نونوایی نون میگیریم و به این نتیجه میرسیم             که کار هر خر نیست خرمن کوفتن    وانگهی دریا شود                          

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 17:7  توسط محمد(مشق شب)  |