|
مشق شب حکایت مشقهای ننوشته ای است که اکنون مینویسم
|
يا فاطمه در روز قيامت شفاعت تو و فرزندان تو مرا از اتش خشم خدا در امان ميدارد .
ما سر کی داد بزنیم تا سبک بشیم . لا مصب همه هم انتظار دارن.

چقدر
نگاهت کنم
نگاهت کنم
تا خوابم ببرد؟
...
چقدربی تو، به تو فکر کنم؟
کامنتهایی که تایید نکردم جوابیه ای دریافت کردم از کسی که خودش را فاحشه ای
معرفی کرد که ۴ سال است(به اذعان خودش از ۱۸ سالگی) که فاحشگی میکند.
حالا عین کامنت را بنا به درخواست خودش توی این پست میگذارم .:
من فاحشه ام تن فروش مملکتی که دینش اسلام است و رسمش تن فروشی. توی دنیای تو
کی تن فروشی نمیکند.همه ما به نوعی داریم تن فروشی میکنیم. تو برای من و من برای تو
کشور من مملکت غیرت است اما فقط برای مادر و خواهر و.... بقیه گاهی تا حد روسپیهای
کنار خیابان پایین میایند. ای دوست من فاحشگی من نه از سر لذت است و نه از سر نیاز
فاحشگی من فقط و فقط برای ارضای عقده های روانی توست. ارضای کسانیست که بتوانند
از غیرت دم بزنند و خود را ادمی غیرتمند نشان دهند. من و امثال من وقتی اسیر دستان امثال
شماهاییم به هیچ چیز نمیتوانیم فکر کنیم ما فقط بعد از ارامش تو به دردهایی فکر میکنیم
که باید به دنبال علاجش باشیم.
دوست من غیرت را قی کن و فقط از لحظاتی که با امثال من سر میکنی لذت ببر
به قول شاعر مرا رها کن از این فکر تنهایی.........
۲ سال گذشت . دو سال پر از غم و شادی . پر از اتفاق.
اولش با عشق و سیاست شروع شد و در ادامه با دغدغه و خلاقیت
مشق شب من هویت جدیدی بود که به من داد .
دوستانی که افتخار منند و راهنمای من .
من مدیون مشق شب دو ساله هستم.
کوچک است اما امیدوار .
مشق شب دوستداشتنی تولدت مبارک.
پی نوشت:
شاید باید اینجا از خیلی ها تشکر کنم پس گلهای این جشن نثار
تمام انهایی که توی این مدت امدند دست دوستی دادند و امیدوارم
تنهایم نگذارند. اسم نمیبرم .
چه تهمتها که به او نزدیم چه رفاقتهایی که با او نکردیم . و او به ما لبخند
زد امید داد نگاهمان کرد به مهر و ۸ سال پر از عشق را با ما بود . گرامی
میداریم یاد و خاطره دوم خرداد ۷۶ برای تمام کسانی که دولت محبوب خاتمی
را درک کردند.
