تبليغاتX
مشق شب
مشق شب حکایت مشقهای ننوشته ای است که اکنون مینویسم
ديروز و امروز مناسبتهايشان قرنها با هم فاصله دارد . ديروز ملائك به پيشواز زني رفتند كه سرور بانوان عالم است . زني كه ميتواند براي تمام دختران تمام اعصار الگو باشد . و امروز سالمرگ مرديست كه خوب او را توصيف كرد . شريعتي با مكتب خود سه نسل را پرورش داد و هنوزم كه هنوز است نسلهاي بعد خود را وام دار او ميدانند .

يا فاطمه در روز قيامت شفاعت تو و فرزندان تو مرا از اتش خشم خدا در امان ميدارد .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 15:51  توسط محمد(مشق شب)  | 

دلم تاریک و تنگ شده این روزا . کسی نمیخواد سر ما داد بزنه تا دلش وا شه.

ما سر کی داد بزنیم تا سبک بشیم . لا مصب همه هم انتظار دارن.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 22:11  توسط محمد(مشق شب)  | 

با جسارت !
در راستای (؟) طرح مسئله شیرین و جذاب ازدواج موقت از سوی وزیر کشور محترم و با توجه به
کمبودات مختلف اعم از وقت و پول و مکان و امکانات متعدد و از انجا که (کجا؟) به قول دکارت هر
چیز موقتی یه روز دائم میشود (خالی بندی که مالیات نداره) ما عاجزانه از مسئولین مربوطه و
غیر مربوطه تقاضا مندیم به جوانی این نو گلان عرصه علم و سازندگی رحم کرده و هر چه زودتر
این اتش زیر خاکستر را خاموش بنمایید .
پی نوشت: عکس بالا مربوط به گوشه هایی از راهپیمایی جوانان در حمایت از این طرح است.
 
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 20:54  توسط محمد(مشق شب)  | 

خوش به‌حال آن مرد
که در زندگيش
تو راه بروی
خوش به حال مردی
که برایش
تو شيرين‌زبانی کنی
...
خوش به حال مردی
که نگاه پاک ومعصومانه تو
هرروز به او خیره شود
خوش به حال مردی
که دست‌های قشنگ تو
دکمه‌های پيرهنش را
باز کند
ببندد
تا لب‌هایت به نجوايی بخندد
....
حسرت دست‌هایت مانده
به چشم‌هایم
به خواب‌هایم
به کش و قوس‌های تنم
در حسرت دست‌هایت
پرپر می‌زنم
...
چقدر برایت قصه بگويم
چقدر ببوسمت
نوازشت کنم
موهایت را نفس بکشم
تا خوابت ببرد؟

چقدر
نگاهت کنم
نگاهت کنم
تا خوابم ببرد؟
...
چقدربی تو، به تو فکر کنم؟


+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 19:13  توسط محمد(مشق شب)  | 

مدتی پیش متنی را نوشتم با عنوان نامه ای به یک فاحشه. نمیدانم از کجا ولی توی

کامنتهایی که تایید نکردم جوابیه ای دریافت کردم از کسی که خودش را فاحشه ای

 معرفی کرد که ۴ سال است(به اذعان خودش از ۱۸ سالگی) که فاحشگی میکند.

حالا عین کامنت را بنا به درخواست خودش توی این پست میگذارم .:

من فاحشه ام تن فروش مملکتی که دینش اسلام است و رسمش تن فروشی. توی دنیای تو

کی تن فروشی نمیکند.همه ما به نوعی داریم تن فروشی میکنیم. تو برای من و من برای تو

کشور من مملکت غیرت است اما فقط برای مادر و خواهر و.... بقیه گاهی تا حد روسپیهای

کنار خیابان پایین میایند. ای دوست من فاحشگی من نه از سر لذت است و نه از سر نیاز

فاحشگی من فقط و فقط برای ارضای عقده های روانی توست. ارضای کسانیست که بتوانند

از غیرت دم بزنند و خود را ادمی غیرتمند نشان دهند. من و امثال من وقتی اسیر دستان امثال

شماهاییم به هیچ چیز نمیتوانیم فکر کنیم ما فقط بعد از ارامش تو به دردهایی فکر میکنیم

که باید به دنبال علاجش باشیم.

دوست من غیرت را قی کن و فقط از لحظاتی که با امثال من سر میکنی لذت ببر

به قول شاعر  مرا رها کن از این فکر تنهایی.........

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 16:39  توسط محمد(مشق شب)  | 

مشق شب ۲ ساله شد

۲ سال گذشت . دو سال پر از غم و شادی . پر از اتفاق.

اولش با عشق و سیاست شروع شد و در ادامه با دغدغه و خلاقیت

مشق شب من هویت جدیدی بود که به من داد .

دوستانی که افتخار منند و راهنمای من .

من مدیون مشق شب دو ساله هستم.

کوچک است اما امیدوار .

مشق شب دوستداشتنی تولدت مبارک.

پی نوشت:

شاید باید اینجا از خیلی ها تشکر کنم پس گلهای این جشن نثار

تمام انهایی که توی این مدت امدند دست دوستی دادند و امیدوارم

تنهایم نگذارند. اسم نمیبرم .

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 17:6  توسط محمد(مشق شب)  | 

ده سال گذشته از ان اتفاق تاریخی . چه لحظاتی را با او سپری نکردیم. 

چه تهمتها که به او نزدیم چه رفاقتهایی که با او نکردیم . و او به ما لبخند

 زد امید داد نگاهمان کرد به مهر و ۸ سال پر از عشق را با ما بود . گرامی

میداریم یاد و خاطره دوم خرداد ۷۶ برای تمام کسانی که دولت محبوب خاتمی

را درک کردند.  

  دکتر سید محمد خاتمی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 17:27  توسط محمد(مشق شب)  |