گاهی فاصله خوشی و غم کمتر از لحظه ای است.
امروز مادر یکی از بچه های انجمن بعد از تحمل مدتها درد از دست این سرطان لعنتی دار فانی را وداع
کرد.زهرا و سامان عزیز تحمل کنید . خدایش بیامرزد
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 18:21 توسط محمد(مشق شب)
|
و حزب ا... پیروز شد.
در حالی روی کاغذ اسراییل یکی از مدرن ترین ارتش جهان محسوب می شود و تمام جنگهایش را در
کمتر از ۶ روز به پایان میبرد در کمند اراده اهنین حزب ا... اسیر و با خفت و خواری در حالی که به هیچ
یک از اهدافش نرسید از لبنان عقب نشینی کرد .
زنده بار حزب ا... زنده باد سید حسن نصرا...
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 11:35 توسط محمد(مشق شب)
|
چی بگم ... احساس خفقان میکنم ... دلم میخواد برم تو کوه و فریاد بکشم ... دلم میخواد دیگه زنده نباشم ... دلم میخواد ای کاش انسان نبودم ... ای کاش سنگ بودم ... ای کاش پرنده ای بودم تا این برکه خون را ترک میکردم و به اوج آسمان می رفتم ...
امروز بغض نوزده روزه خود را رها کردم و دل سیری گریستم ... فکر نمیکنم انسانی روی کره زمین پیدا بشه و با دیدن تصاویر صبح امروز قانا باز هم بتونه به زندگی عادی خودش ادامه بده ...
خدایا ... بنازم به صبرت که چقدر طولانیه ...
اینهم تصویر پدر ی که فرزند کشته شده اش را روی دست گرفته .

+
نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 18:50 توسط محمد(مشق شب)
|
خون - جنگ- تجاوز-قتل عام مردم بیگناه لبنان-
اینها ادبیاتیست که این روزها زیاد میشنویم.فقط دعا میکنم که خدا جهان را از وجود پلید اسراییل
جنایتکار پاک کند .
شعر علیرضا قزوه رو توی ادامه مطلب بخونید
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 18:43 توسط محمد(مشق شب)
|