تبليغاتX
مشق شب
مشق شب حکایت مشقهای ننوشته ای است که اکنون مینویسم
تصاويري از وداع مردم با شهداي رسانه

مراسم تشييع پيكر شهداي سانحه هوايي هواپيماي C-130، صبح پنجشنبه با حضور جمع كثيري از مردم و مسئولان سياسي و نظامي از ميدان سپاه تهران تا مقابل مجلس شوراي اسلامي برگزار شد

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 11:56  توسط محمد(مشق شب)  | 

استاد «منوچهر ، نوذري» آقای خنده ایران در ميان دست‌هاي مردم آرام گرفت

مراسم تشييع پيكر هنرمند فقيد "منوچهر نوذري" روز جمعه با حضور انبوه مردم هنردوست كشور از محل مركز راديو، واقع در ميدان پانزده خرداد تهران آغاز شد.
نوذري هنرمند باسابقه تئاتر، سينماو تلويزيون روز چهارشنبه به دليل عارضه ريوي و عفونت كليوي در بيمارستان مدرس تهران درگذشت.
رييس سازمان صدا و سيما در اين مراسم، گفت: كساني كه در داخل و خارج از كشور به مردم ايران پشت كردند، درانزوا و عزلت مي‌ميرند، اما نوذري در ميان مردم ماند و بااين شكوه از ميان ما رفت.
"عزت‌الله ضرغامي"، تصريح كرد: خدمت به مردم، همراه با عزت است و كساني كه با مردم نيستند در انزوا به سر مي‌برند.
وي، استقبال گسترده مردم از تشييع پيكر اين هنرمند فقيد را نشانگر، هنردوستي و محبوبيت اين دسته از هنرمندان نزد مردم دانست.
ضرغامي، كار و خدمت براي مردم را منشا خير و شكوفايي در عرصه‌هاي مختلف از جمله هنر عنوان كرد.
نوذري، از پيشكسوتان عرصه بازيگري، دوبلاژ ومجري در عرصه سينما، تلويزيون و تئاتر، فعاليت هنري خود را از سال ‪ ۱۳۳۲‬آغاز كرد.
وي‌از سال ‪ ۱۳۳۸‬وارد سينما شد و در فيلم‌هايي چون "امير ارسلان نامدار"، "گوهر شب‌چراغ"، "خيالاتي" و به تازگي در "چند مي‌گيري گريه كني" و مجموعه مختلف تلويزيوني مانند "كوچه اقاقيا" نقش آفريني كرده است.
این گزارش از محل تشييع پيكر منوچهر نوذري حاكي است، كه استقبال مردم از اين مراسم، به حدي بود كه جابجايي پيكر اين هنرمند فقيد كشور به سختي صورت مي گرفت.

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 11:55  توسط محمد(مشق شب)  | 

صدای گلوله می آمد،فریاد فریاد فریاد .
همه فرار میکردند.
ایستاده بودم در وسط همان خیابان شلوغ .
درست در مرکز همه ی تیر اندازی ها .
صدای فریاد و گلوله می آمد.
ایستاده بودم هاج و واج .
کسی پرید جلویم .
دیده بود سرباز ها به طرفم شلیک میکنند.
افتاد .
مرد .
به همین سادگی.
خندیدم .
لاشه اش را با پا تکان دادم .
داد زدم «دیوونه ای پسر»
با چشم دنبال تیر انداز میگشتم.
جمعیت فرار میکردند.
بوی خون را زیر دماغم حس میکردم.
تنها شدم.
همه رفتند.
من ماندم و کوچه .
نشستم .
لاشه ی زیر پایم را چرخاندم.
دستم خونی شد.
خون گرم بود .
لزج بود و خوشرنگ .
صورتش را بر گرداندم .
از دیدن خودم جا نخوردم .
زیر لب گفتم «نگفتم دیوانه ای؟

۱۶ اذر سالروز شهادت ان ۳ اذر اهورایی بر پیروان راهشان تسلیت

 

 

 

 

                    

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 18:14  توسط محمد(مشق شب)  | 

 تو به من خندیدی

                                                    

 و نمي دانستی

 

 من به چه دلهره از باغچه همسایه

 

 سیب را دزدیدم

 

 باغبان در پي من تند دوید

 

 سیب را دست تو دید

 

 غضب آلوده به من كرد نگاه

 

 سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاك

 

 و تو رفتی و هنوز

 

 سالهاست كه در گوش من آرام آرام             

 

خش خش گام تو تکرار كنان

 

مي دهد آزارم

 

و من اندیشه كنان

 

غرق این پندارم

 

كه چرا

 

خانه كوچك ما

 

سیب نداشت...

                       

                                                              ((حمید مصدق))

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 18:7  توسط محمد(مشق شب)  | 

سلام . من اومدم. شرمنده که به روز نمی شدم .باور کنید

اونقدر کار رو سرم ریخته که وقت نمی کنم بی یام کافی نت.

 

امروز من تشخیص هویت شدم .اونقدر حال داد که نگو. تمام

دستامو جوهری کردن و رو کاغذ ازم اثر انگشت گرفتن.

فعلا بای بای

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 15:21  توسط محمد(مشق شب)  | 

قضیه بدجور گیر کرده است. از یک طرف ایران اقدامات داوطلبانه را مدتی است عملا متوقف کرده است، از طرف دیگر مجلس دارد تهدید می کند که اگر پرونده ایران به شورای امنیت ارجاع داده شود، ایران اقدامات داوطلبانه را متوقف می کند. به عبارت دیگر مجلس دارد تهدید می کند که اگر ما را به شورای امنیت بفرستید، همین کاری را که داریم می کنیم، از این به بعد هم می کنیم. خب! تو که داری همین کار را می کنی، دیگر تهدید کردنت چیست؟ مجلس برای دوهزارمین بار، مجددا طرحی را که یک ماه قبل دو فوریتش را تصویب کرده بود، این بار یک فوریتش را تصویب کرد. طرح یک فوریتی الزام دولت به تعلیق اقدامات داوطلبانه در صورت گزارش یا ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل، به تصویب نمایندگان رسید. کاظم جلالی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، نیز به جای اینکه حساب کند رفتن به شورای امنیت برای ما چه هزینه ای دارد، اعلام کرد: « ارجاع پرونده به شورای امنیت، هزینه ای سنگین برای دنیا خواهد داشت.» کاظم جلالی یک جوری حرف زد که انگار سخنگوی دنیاست. یکی از آگاهان به ایشان گفت: شما ببین چه هزینه ای برای خودمون دارد، گوربابای دنیا. از طرف دیگر باهنر، نایب رئیس مجلس، یک روز بعد از بازگشت از ژاپن و سه روز مانده به اجلاس شورای حکام، اعلام کرد: « اگر دنیا دنبال اعتمادسازی بیشتر است، حاضریم اقدام کنیم.» یکی از آگاهان گفت: حالا چه عجله ای است، بگذارید تا یک ماه بعد، وقت زیاد داریم.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 19:56  توسط محمد(مشق شب)  | 

می خوام حرف بزنم نه از نوع حرفهایی که نشون دهنده تیر تو قلب خورده باشه و نه حرف از سفر نه از اون قصه های عاشقانه نه

 

 لابلای این نوشته ام اشکی ریخته ام ونه اتاقم مثل اتاق بعضی ها هنگام نوشتن پر گلایه یاس شده

 

دیگه  تو نوشته های ما نه غرور پیدا میشه نه التماس و نه اعتماد

 

قصه هم نیست خاکستر باقیمونده از اتش حقیقتی است هر چند به نظر من حقیقت شیرین ترین مصیبته چقدر این روزها به هم

 

دروغ میگیم دیگه از حقیقت بین ما خبری نیست با توام با تو که از زندگی ناامید شدی .زندگی بازی زیاد داره اینم یکیش

 

خدا بزرگه بزرگتر از......

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 19:52  توسط محمد(مشق شب)  |