|
مشق شب حکایت مشقهای ننوشته ای است که اکنون مینویسم
|
خیلی موارد فایده خاصی ندارد، مثلا شما فکر می کنید در دولت احمدی نژاد اگر
متکی را بردارند و پسر هشت ساله آقای بادامچیان را وزیر امور خارجه کنند، اتفاق
خاصی می افتد؟ به نظر شما اگر شش ماه وزیر خارجه در دولت احمدی نژاد وجود
نداشته باشد به ضرر کشور است یا به سود کشور؟ وزارت نفت در یک توضیح بسیار
مهم که برای قدردانی از منزلت و مقام وزیر نفت ارائه شد، اعلام کرد: « هیچ طرحی
به دلیل نبود وزیر نفت عقب نیفتاد.»
|
خبر را دوباره نگاه كردم،درست بود،يكي از معتبرترين كتابخانههاي كشور در آتش سوخت.به گفته يكي از ماموران آتش نشاني علت اين حادثه اشكالات فني سيم كشي برق محل كتابخانه و عدم وجود سيستم اطفاي حريق عنوان شده بود.
نكته جالب و شايد درد آور اين ماجرا عدم پذيرش مسوليت از سوي مسولان ذيربط بود.معاون اداري مالي دانشگاه تهران معتقد است قديمي بودن سیستم های دانشکده و همچنین کمبود بودجه برای پیش بینی سیستمهای هشدار دهند علت این حادثه بوده است و این در حالیست که مسولین آتش نشانی معتقدند در بازدیدی که از مکانهای عمومی صورت گرفته هشدارهای ایمنی داده شده بود و عدم توجه مسولان دانشکده باعث این حادثه شده است.
و اما توجیه بعدی اینکه مسولان معتقدند امور دانشگاه تهران باید زیر نظر شهرداری و فرمانداری تهران باشد و احتمالا کم کاری در این زمینه به عهده آنهاست!!!
طرح تمامی این مسایل از سوی مسولان در حلیست که به گفته مسولان کتابخانه و اساتید این دانشکده کتابهایی که از بین رفته جزو کتابهای مرجع بوده که بعضا قدمتی بیش از ۷۰ سال داشته اند.
و اما مسال حائز اهمیت در این میان این است که تا چه زمانی باید شاهد این سهل انگاریها سلب مسولیتها از سوی مسولان محترم باشیم که به تبع آن شاهد حوادثی مانندآنچه در کتابخانه مجلس شورای اسلامی اتفاق افتاد و یا این حادثه اخیر بود؟تا شاید مسولان امر به فکر بیفتند که آنچه از بین رفته تنها چند جلد کتاب ساده نبوده است.بلکه سرمایه گرانبهای اندیشمندان این مرز و بوم است که شاید جایگزینی نسخی آن از بین رفته نه تنها مقدورنباشدبلکه هزینه هایی چندین برابر پیش بینی ایمنی را برای مسولان در پی خواهد داشت.
می توان گفت تنها نکته مثبت این واقعه دردناک زمان وقوع آن بود و اگر این حادثه در ساعات استفاده دانشجویان و محققین از کتابخانه به وقع می پیوست حتما شاهد تلفات انسانی هم بودیم که شاید بتوان آن را به حساب مسولان خوش شانس دانشکده گذاشت....
۱-ترکه تو موزه لوور فرانسه خسته میشه یه صندلی خالی میبینه میره
میشینه روش بعد مأمور موزه میاد میگه آقا از روی این صندلی پاشو این
صندلی ناپلئونه!!میگه خوب وقتی اومد از سر جاش پا می شم!؟!؟!؟![]()
۲-به ترکه میگن: پشتت خاکیه میگه پس می خواستی آسفالت
باشه؟!؟!؟!
۳-به ترکه میگن:خسته نباشی میگه اگه باشم می خوای چه غلطی
بکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
در آغاز هزاره سوم قبل از ميلاد، حوالي عصر يخبندان يعني در دوره ژوراسيك بود كه يكي از نوادگان حضرت آدم براي اولين بار قليان را اختراع كرد. اين اختراع تحولي را در عرصه چايخانه ها و قهوه خانه ها ايجاد نمود به طوريكه انسانهاي اوليه براي ديدن و احيانا كشيدن قليان، مدتهاي مديدي را در صفهاي طولاني مي ايستادند تا شايد بتوانند «پُكي» به قلیان بزنند. آنها بعد از کشیدن اولین قلیان زندگیشان، طرح آن را روی سنگ و لوح های گلی می کشیدند و برای ترویج فرهنگ قلیان کشی این لوح ها توسط بازرگانانِ جاده ابریشم به کشورهای بلوک شرق و غرب و حوزه خلیج همیشه فارس به کمک چاپارها و بعضا غقابهای تیز پرواز فرستاده می شد.
لازم به ذکر است که بگویم اولین قلیونهای اختراع شده به شکل امروزی نبوده و خچیزی که شما امروزه به نام قلیون می شناسید، نمونه تکامل یافته قلیون در عصر ارتباطات می باشد و باید خدا را شاکر باشید و یک بسته تنباکو بکشید و ۲ تا دونه صدقه بدهید. چون در گذشته های دور کشیدن قلیان به این سادگی نبوده که هر کجا که خواستید ظرف ۱۰ الی ۱۵ دقیقه قلیان را چاق کنید و کلی هم حال کنید.
حال بیایید برگردیم به ریشه و فوندانسیون کلمه «قلیون». این کلمه برگرفته شده از نام مخترع اصلی آن: «قُلی یومپِل توبیلیوس» (gholi yompel tobiliyoos) که فردی بوده است از دیار «روم». در سالیان دراز این نام به شرح زیر تکامل یافت: «قُلی» به «قِلی» و «یومپل» به «یون» تبدیل گشت و از ترکیب دو واژه فوق کلمه «قلیون» ساخته شد. البته «توبیلیوس» هم بی نصیب نماند و این کلمه نیز بعد از قرنها به کلمه «توتون» و یا «تنباکو» تبدیل گشت.

در برخی از کتب تاریخی معتبر من جمله سفرنامه ابن بطوطه و تاریخ تمدن ویل دورانت نام قلی یومپل توبیلیوس آمده و در این کتب ذکر شده که پدر قلی ایرانی (آریایی) بوده و به نام «بوذرجمهر» (boozahrjomehr) صدایش می زدند. ابن بطوطه در سفرنامه خود می نویسد: «هنگامی که وارد روم شدم از ترس برخود می لرزیدم زیرا رومیان مردمانی خونریز وجنگ طلب بودند و من که به تازگی از ایران که مردمانش جز با خوبی و نیکی با یکدیگر رفتار نمی کردند آمده بودم، کمی ترسیده بودم. با تعجب مشاهده کردم شهردار آنجا که که «آلفرد پلیچیوس نامردیوس» بود با مهربانی از من پذیرایی کرد و به اصرار مرا به خانه خود دعوت کرد و به من گفت که می خواهم کسی را به تو معرفی کنم که به ما مهربانی و عطوفت و دوست داشتن را آموخت. بعد از چند روز انتظار مرا به خانه شخصی برد که به وی «بوذرجمهر یومپل توبیلیوس» می گفتند. من در اولین نگاه وقتی «قلی» فرزند کوچک بوذرجمهر را دیدم دریافتم که وی با بچه های دیگر این خانواده فرق می کند. نگاه های کنجکاوانه و رفتار زیرکانه اش مرا محو خود کرد. من از اینکه خودم را در جمع خانواده ای با فرهنگ و تمدن می دیدم احساس شوق و شعف فراوانی می کردم. آن روز من برای اولین بار با چای و قلیان پذیرایی گشتم. پذیرایی که در تمام عالم هیچ بشری به خود ندیده بود. قلیان وسیله ای بود که وقتی نفسمان را از طریق لوله ای که به آن متصل بود به درون سینه می دادیم صدایی عجیب از خود ایجاد می نمود و به ناگاه مانند اژدهایی از دهانمان دود بیرون می آمد. این دستگاه عجیب را قلی پسر کوچک بوذرجمهر اختراع کرده بود. در ذهنم این سوال پیش آمد که چگونه چنین خانواده ای در میان جامعه ای زندگی می کنند که حرف خود را جز با شمشیر و گرز گران نمی توانند بزنند. بعدها دریافتم که خانواده بوذرجمهر جزو خانواده هایی هستند که از دشت آریا (ایران) دچار عارضه «فرار مغزها» شده اند......».

این قسمتی بود از سفرنامه ابن بطوطه راجع به آشناییش با «قلی یومپل توبیلیوس»، مخترع قلیان.
کوچههاي تنگ پيچاپيچ
و در و ديوارهايي پر نگار و نقش ديرينه
کوبه و آويزه و گلميخها بر در
چون رديف نيزه و خنجر
يادگار قرنها تاريخ
و رديف تيغهها، آرايش درها
در کنار گنبد گلميخها، گويي
در حصار و برجها و باروهاي آن ديرين دژ دزفول
پاسدارانند يا سرنيزههاشان در پس سنگر
کنگره ديوارها و طاقها و شانهي رفها
و هزاره و هرههايي بندباز بازگرنه را معبر
کاکل ايوان چو زلف آن مخل دختر
و ببين آن طره...

در ايران هم جنس بازان آزاد نيستند و حق اظهار نظر ندارند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
![]()
۱- من سریال برره را بر خلاف سایر کارهای اقای مدیری دنبال می کنم و دوستش هم دارم وکلا فکر می کنم بیان عریان دردهای اجتماعی از ان چیز هایی است که ما شدیدا به ان نیازمندیم اما امثال اقای مدیری اجبار به پوشاندن حقایق در رنگ وروی طنز دارند تا هم صدایشان بریده نشود و هم عامه مردم پس نزنند . بر خلاف سایر کارهای اقای مدیری من تک تک انتقادهایشان را به حق و به جا می دانم تا جایی که من می دانم کسی هم تا حالا نگفته که این حرف ها درست نیست اما در نقدهایی که من خوانده ام از رشوه -دروغ..... و خیلی چیزهای دیگر مطرح شده در این سریال حرف زده شده اما یک مساله مهم را نگفته اند و ان خشونت است. ما هر روز در صفحات روزنامه ها یا اخبار یا حرف مردم با انواع سر و کار داریم از قتل ودعوا وزدوخورد تا ...... مردم برره شدیدا خشونت طلب هستند از سحرناز و قمه تیز کردن هایش یا شاخ وشانه کشیدن هایش تا پیشنهادهایی مثل این: خوب می ریم می کشیمش و .....
خیلی ترسناک است اگر ما واقعا این همه خشونت طلب باشیم نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
غصه نخور مسافر اينجا ما هم غريبيم
از ديدن نور ماه يه عمره بي نصيبيم
فرقي نداره بي تو بهار مون با پاييز
نمي بيني كه شعرام همه شدن غم انگيز
غصه نخور مسافر اونجا هوا كه بد نيست
اينجا ولي آسمون باريدنم بلد نيست
غصه نخور مسافر فداي قلب تنگت
فداي برق ناز اون چشماي قشنگت
غصه نخور مسافر تلخه هواي دوري
از همه عالم و آدم دلم پر بود دیگه دوست نداشتم کسی را ببینم
خیلی دوست داشتم آخر الزمان می شد ..
وای چقدر خوب بود اگه این واقعه بزرگ به وقوع می پیوست
حالا این سوال تو ذهنمان پیش می آید که :
آیا عرضه اش را داریم ....
ولی با این حال دام براش تنگ میشه
مخصوصا جمعه ها ..
راستی یادم افتاد دیروز هم جمعه بود شاید به این خاطر دلم تنگ شده بود 
سرشار از بی حوصلگی های پنجشنبه و جمعه هستم
دلگیرم
دور میشوی...
سپیدی های دفترم به سیاهی می روند
برای تو
آب - یخ - سیگار
یخ ها در لیوان آب می شوند و سیگارها دود
و دوباره خط می خورد
داستانک عاشقی من
سر فصلش رو به اتمام است
ادامه اش تنها خط خطی است
- دوباره آب
- دوباره یخ
- دوباره سیگار
- این داستان ادامه ندارد!! -
من همون جزیره بودم
خاکی و صمیمی و گرم
واسه عشق بازی موجها
قامتم یه بستر نرم
یه عزیز دردونه بودم
پیش چشم خیس موجها
یه نگین سبز خالص
روی انگشتر دریا
تا که یک روز تو رسیدی
توی قلبم پا گذاشتی
غصه های عاشقی رو
تو وجودم جا گذاشتی
زیر رگباره نگاهت
دلم انگار زیرو رو شد
برای داشتن عشقت
همه جونم آرزو شد
تا نفس کشیدی انگار
نفسم برید تو سینه
ابرو بادو دریا گفتن
حس عاشقی همینه
اومدی تو سرنوشتم
بی بهونه پا گذاشتی
اما تا قایقی اومد
از من و دلم گذشتی
رفتی با قایق عشقت
سوی روشنی فردا
من و دل اما نشستیم
چشم به راهت لبه دریا
دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی
لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی
دل تنها و غریبم داره این گوشه می میره
ولی حتی وقت مردن باز سراغتو میگیره
میرسه روزی که دیگه قعر دریا میشه خونت
اما تو دریای عشقت باز یه گوشهای می مونم
با تشکر از سید محمد معافی مدنی که این قالب رو برام نصب کرد![]()
|
|
|
مردي دختر سه ساله اي داشت . روزي مرد به خانه امد و ديد كه دخترش گران ترين كاغذ زرورق كتابخانه اورا براي آرايش يك جعبه كودكانه هدر داده است . مرد دخترش را به خاطر اينكه كاغذ زرورق گرانبهايش را يه هدر داده است تنبيه كرد و دخترك آن شب را با گريه به بستر رفت وخوابيد . روز بعد مرد وقتي از خواب بيدار شد ديد دخترش بالاي سرش نشسته است و ان جعبه زرورق شده را به سمت او دراز كرده است .مرد تازه متوجه شد كه آن روز ،روز تولش است و دخترش زرورق ها رابراي هديه تولدش مصرف كرده است . او با شرمندگي دخترش رابوسيد و جعبه رااز او گرفت و در جعبه را باز كرد اما با كمال تعجب ديد كه جعبه خالي است مرد بار ديگر عصباني شد به دخترش گفت كه جعبه خالي هديه نيست وبايد چيزي درون آن قرار داد . اما دخترك با تعجب به پدر خيره شد وبه او گفت كه نزديك به هزار بوسه در داخل جعبه قرار داده است تا هر وقت دلتنگ شدباباز كردن جعبه يكي از اين بوسه ها را مصرف كند اینهم تقدیم به تمام عزیزانی که از این وبلاگ دیدن کردن. دست همتون درد نکنه. نخسوزن اونایی که نظر دادن
|
قلم بر قلب سفيد كاغذ مي گذارم و فشار مي دهم تا انشاء ام آغاز شود. سال گذشته سال بسيار خوبي و پر بركتي مي باشد. سال گذشته پسر خاله ام زيرچرخ تريلي رفت و له گشت و ما در مجلس ترحيمش شركت كرديم و خيلي ميوه و خرما و حلوا خورديم و خيلي خوش گذشت. ما خيلي خاك بازي كرديم. من هر چي گشتم پسرخاله ام را پيدا نكردم. در آن روز پدرم مرا با بيل زد، بدون دليل! من در پارسال خيلي درس خواندم ولي نتوانستم قبول شوم و من را از مدرسه به بيرون پرت كردند. پدرم من را به مكانيكي فرستاد تا كار كنم و اوستاي من هر روز من را با زنجير چرخ مي زد و گاهي موقع ها كه خيلي عصباني مي شد من را به زمين مي بست و دو سه بار با ماشين يكي از مشتري ها از روي من رد مي شد. من خيلي در كارهاي خانه به مادرم كمك مي كنم. مادرم من را در سال گذشته خيلي دوست مي داشت و من را خيلي ماچ مي كند ولي پدرم خيلي حسود است و من را لاي در آشپزحانه مي گذاشت. در سال گذشته شوهر خواهرم و خواهرم خيلي از هم طلاق گرفتند و خواهرم بسيار حامله است و پدرم مي گويد يا پسر است يا دوقلو! در سال گذشته ما به مسافرت رفتيم و با قطار رفتيم. من در كوپه بسيار پدرم را عصباني كردم و او براي تنبيه من را روي تخت خواباند و تخت را محكم بست و من تا صبح همان گونه خوابيدم! پدرم در سال گذشته خيلي سيگار مي كشد و مادرم خيلي ناراحت است و هي به من ميگويد: كپي اوغلي، ولي من نمي دانم چرا وقتي مادرم به من فحش مي دهد، پدرم عصباني مي شود! در سال گذشته ما به عيد ديدني رفتيم و من حدودا خيلي عيدي جمع كرده ام، ولي پدرم همه آن ها را از من گرفت و آنتن ماهواره اي خريد كه بسيار بد آموزي دارد و من نگاه نمي كنم و پدرم از صبح تا شب شوهاي بي ناموسي نگاه مي كند و بشكن مي زند. پدرم در سال گذشته رژيم گرفته است و هر شب با دوست هايش آب(شراب) و ماست و خيار مي خورند و مي خندند، گاهي وقتا هم آب با چيپس و ماست موسير......![]()
![]()

هرکس بیاد و نظر نده بره بیرون سوسک میشه.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
۰۹۱۱۳۹۱۶۵۸۶
طرح عدم کفايت سياسي
ما يک رئيس جمهور داريم که وقتي روي کار آمد قرار بود مديريت جهان را در دست بگيرد، حالا بعد از چهار ماه نتوانسته مديريت کابينه خودش را در دست بگيرد و براي کابينه اش چهار تا وزير انتخاب کند.
ما يک رئيس جمهور داريم که هنوز يک جمله نگفته که يک هفته بعد آنرا تکذيب نکرده باشد.
ما يک رئيس جمهور داريم که هر وقت حرف مي زند يا يک بحران حسابي در کشور راه مي افتد يا ده ميليارد خرج روي دست مردم مي گذارد.
ما يک رئيس جمهور داريم که يک جمله حرف درست و حسابي بلد نيست بزند و از وقتي روي کارآمده پنجاه تا آدم براي اينکه مواظب ضايعات و تلفات ناشي از رياست جمهوري او باشند، بايد هشيار باشند.
ما يک رئيس جمهور داريم که وقتي روي کارآمد قرار بود جلوي افزايش قيمت ها را بگيرد و در چهار ماهي که روي کار آمده است کاري کرده است که قيمت نان و بنزين در حال بالا رفتن است.
ما يک رئيس جمهور داريم که مثل آب خوردن حقايق را مي گويد و وقتي مردم را مي بيند براساس چيزهايي که در همان لحظه به ذهنش مي رسد، به آنها قول مي دهد و معني حرف هايي که مي زند خيلي دقيق مي فهمد.
ما يک رئيس جمهور داريم که براي اولين بار موفق شده است کل جمهوري اسلامي را در مورد يک موضوع به وحدت نظر برساند و آن اين است که همه توافق کنند که انتخابش اشتباه است.
ما يک رئيس جمهور داريم که رويمان نمي شود بگوئيم که او رئيس جمهور ايران است.
به نظر من حکومت دو راه در پيش دارد، در عرض يکي دو ماه احمدي نژاد را برکنار کند، و يک گروه آدم عاقل را براي برگرداندن ايران به اوضاع قبل از احمدي نژاد مامور کند، يا اينکه احمدي نژاد فرمانده جنگ با آمريکا شود و به عنوان آخرين رئيس جمهور اسلامي ايران به وظايفش عمل کند. اين خط و اين نشان، احمدي نژاد سال اول رياست جمهوري اش را به پايان نمي رساند. مجاهدين انقلاب اعلام کردند که دولت احمدي نژاد ظرف شش ماه به بن بست مي رسد. حجاريان به خاتمي گفت: "برويد خودتان را آماده کنيد، شما حتما در دور بعد با راي بالا رئيس جمهور خواهيد شد، در اين موضوع شک نکنيد."
سید ابراهیم نبوی
پر هزينه ترين زنده ،پر درآمدترين مرده
پردرآمدترين شخصيت هاي مرده جهان در سال 2005 اعلام شدند؛ الويس پريسلي، چارلز شولز
[کاريکاتوريست]، جان لنون، اندي وارهول و ويليام شکسپير پنج شخصيت غيرزنده اي هستند که در
سال 2005 بيشترين درآمد از طريق انتشار آثارشان حاصل شده است. آگاهان مسائل اقتصادي پيش
بيني مي کنند که پرهزينه ترين شخصيت سياسي زنده ايران در سال 2005 محمود احمدي نژاد است،
اين هزینه هادر مورد وي پيش بيني شده است:
- هر جمله احمدي نژاد در مورد سياست خارجي حداقل صد ميليون دلار براي ملت ايران هزينه دارد.
- هر تصميم احمدي نژاد براي بهبود مديريت و تغيير مديران حداقل ده ميليارد تومان براي دولت
هزينه دارد.
- هر تصميمي که احمدي نژاد براي مبارزه با فساد اقتصادي مي گيرد، حداقل پنجاه ميليارد براي دولت
هزينه دارد.
- هر اظهار نظري که احمدي نژاد براي دفاع از ارزشهاي انقلاب مي کند حداقل ده ميليارد تومان به
ملت ايران زيان وارد مي کند.
البته آگاهان اعلام کردند که احتمالا احمدي نژاد ممکن است شخصا ماهانه دويست هزار تومان حقوق
كمتري از ساير روساي جمهور دريافت كند.(سید ابراهیم نبوی)
(نیک آهنگ کوثر)
سلسله موي دوست حلقه دام بلاست هر که در اين حلقه نيست فارغ از اين ماجراست
گر بزنندم به تيغ در نظرش بيدريغ ديدن او يک نظر صد چو منش خونبهاست
گر برود جان ما در طلب وصل دوست حيف نباشد که دوست دوستر از جان ماست
دعوي عشاق را شرع نخواهد بيان گونه زردش دليل ناله زارش گواست
مايه پرهيزگار قوت صبرست و عقل عقل گرفتار عشق صبر زبون هواست
دلشده پاي بند گردن جان در کمند زهره گفتار نه کاين چه سبب وان چراست
مالک ملک وجود حاکم رد و قبول هر چه کند جور نيست ور تو بنالي جفاست
تيغ برآر از نيام زهر برافکن به جام کز قبل ما قبول وز طرف ما رضاست
گر بنوازي به لطف ور بگدازي به قهر حکم تو بر من روان زجر تو بر من رواست
هر که به جور رقيب يا به جفاي حبيب عهد فرامش کند مدعي بيوفاست
سعدي از اخلاق دوست هر چه برآيد نکوست گو همه دشنام گو کز لب شيرين دعاست
ارتباط آنها با یکدیگر می باشد.پس در این هدف سخت ما را یاری فرمایید.
.....................
حتما به این وبلاگ سر بزنین![]()
لینک در پیوندها موجود می باشد
عید سعید فطر مبارکباد
این هم یک لطیفه تقدیم به شما
بعد از شب قدر و عید فطر فرشته ها هر سال می رن پیش خدا از دست ایرانیا شکایت می کنن! میگن شبایی که قدر اصلیه و ما میریم پایین دعای این بنده ها رو استجابت کنیم اونا گرفتن خوابیدن، فرداشبش که ماها بالاییم از رو زمین به زور صدامون می کنن و باید بریم پایین.روز عید فطرم که دیگه وا مصیبتا. یه عده اشون اصلا" تو اون روز احتمالی روزه نمی گیرن، یه عده اشون روزه می گیرن و تا افطارم نگهش می دارن، بقیه اشونم وسط روز روزه هاشونو می خورن به هوای اینکه حدس می زنن عید فطر باشه!!! این وسط نمی دونیم برای کی گناه بنویسیم برای کی ثواب.![]()
همین......
سلام بچه ها ....![]()
خوبید؟ خدا وکیلی خیلی بی معرفتید
. هرکس دیگه ای که جای من بود تا حالا صد بار بی خیال آپ کردن می شد و در کل می بست این وبلاگ رو ... حالا اگه یه نفر می یاد و یه دیدن از ین وب می کنه حد اقل یه نظر بده تا من یه کم امیدوار شم ... ببینم دیگه چی کار می کنید ...
خوب دیگه قر زدنم تموم شد باز از بی کاری باید شعر بنویسم ![]()
بهش فرصت بده ... عشقو تجربه کن ، حتی اگه توش شکست بخوری...اینو بدون که اگه کسی وارد زندگیت شد و گذاشت رفت ... علاوه بر اینکه یه خاطره به جا می زاره می تونه یه تجربه هم به جا بزاره ... پس سعی کن خاطره های خوب و تجربه های مفید رو به خاطر بسپاری ....![]()

اگه کسی یه روز یه ایمیل برات فرستاد بدون به یادته ... اگه دو تا فرستاد بدون دوست داره ... اگه سه تا فرستاد بدون عاشقته ... اگه چهار تا فرستاد بدون می خوادت ... اگه پنج تا فرستاد بدون دنیاش تویی ... اگه شش تا فرستاد بدون بی تو نمی تونه زندگی کنه ... ولی اگه هفت تا فرستاد مطمئن باش کرم داره ![]()

تو این زمونه ... سیستم گرونه ... همه می خوان کانکت بشن ... اما چگونه ؟ رفته محبت ... هک شده عادت ... کجا gf ... کجا bf ... کجا یه همدرد ... گلی تو دنیا لوگین نمی شه ... دنیا رو سرچش بکنی پیدا نمی شه ... حالا وای وای وای وای وای وای .........![]()

وقتی به دنیا اومدی بارون میومد ، اما هوا ابری نبود . اون فرشته ها بودن که داشتن گریه می کردن ... چون یکی ازشون کم شده بود
یه دنیا دوستون دارم .... بااااااااااااااااااااای ![]()
![]()
خوب اینم چند تا راه برای زله کردن مردم :
روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن!
اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم ، رگه هايي از کرم ... هم دارن پيشنهاد ميشه
سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند![]()
وقتي ميخواين برين د ستشوي با صداي بلند به اطلاع همه برسونين![]()
وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين![]()
کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد![]()
همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين![]()
جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين![]()
روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين![]()
وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين![]()
از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه![]()
در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين![]()
به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين![]()
وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين![]()
وقتي با بچه ها کوچیک بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين![]()
موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين![]()
ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين![]()
بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين![]()
شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين![]()
اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين![]()
وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته![]()
صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين ![]()
روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين (نشانه ذوق سرشار راننده)![]()
وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده![]()
وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود![]()
چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين![]()
بادکنک بچه ها رو بترکونين![]()
مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين![]()
وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد![]()
بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين![]()
کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد ! ؟ اين راه هم جنبه هايي از ....خلی در بر داره ![]()
ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين![]()
توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين![]()
هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ?توي دستكش دوستتون بهتره![]()
حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين![]()
نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين![]()
دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين![]()
عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين![]()
پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۱۰دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل۳۶۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين![]()
با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين![]()
شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين![]()
موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين![]()
توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين![]()
شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين![]()
توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين![]()
توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين
جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين![]()
يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين![]()
توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه![]()
چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين![]()
ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، بعد بهش پس بدين![]()