|
مشق شب حکایت مشقهای ننوشته ای است که اکنون مینویسم
|
این دفعه می خواهم ای دی خودم رو براتون بنگارم(بابا
جمله)پس زود اون رو اد کنید...kaziblanka110
|
یا علی مدد |
![]() |
| اظهارات اللهكرم و ابهامات تازه درباره عمليات استشهادي و انتحاري | |
![]() |
وي ضمن خودداري از تكذيب مانور عمليات استشهادي، عمليات عليه حاميان و مردم طرفدار متجاوزان را «انتحاري» توصيف كرده و آن را با «عمليات استشهادي» متفاوت دانست. |
به نظر من کليدیترين مساله مديريت شهر تهران در حال حاضر يافتن راهحلی پايدار برای تامين مالی فعاليتهای شهرداری است. شهرداری برای اينکه شهر را پاکيزه کند و اتوبان بکشد و فرهنگسرا بسازد و پارکها را توسعه دهد و زبالهها را مديريت کند نياز به پول دارد. اين پول در دوره کرباسچی و الويری عمدتا از طريق فروش تراکم تامين میشد که به دلايل متعدد راهحل پايداری و عقلانی نبود. خصوصا که ظاهرا قيمتی که برای تراکم دريافت میشد کمتر از هزينههای بلندمدتی بود که ايجاد واحدهای جديد به شهر تحميل میکرد. در دوره ملکمدنی فروش تراکم در برخی مناطق متوقف شده و در نتيجه بودجه شهرداری کاهش چشمگيری يافت ولی از طرف ديگر فعاليتهای عمرانی هم با رکود مواجه شد و بودجه در تعادل باقی ماند. وضعيت تامين مالی در دوره احمدینژاد هم روشن نيست. البته خود ايشان يکبار به نقش امدادهای غيبی در تامين مالی شهر اشاره کردند. (من مطمئن نيستم ولی برخی شايعات میگويند اين امداد غيبی عبارت بوده است از کسری بودجه ۲۰۰ ميليارد تومانی شهرداری تهران).
درهر صورت وضعيت دورههای قبل نمیتواند در بلندمدت ادامه يابد. شهرداری و شورای شهر بايد راهی برای تامين هزينههای بودجه نزديک به هشتصد ميليارد تومانی تهران بيابند. طبيعی است که اين بودجه نمیتواند به کمکهای دولت متکی باشد. چرا که علاوه بر امکانپذير نبودن آن ( به دليل محدوديت مالی دولت) به شدت غيرعادلانه است که بودجه ملی صرف تامين خدمات شهری برای ساکنان شهری شود که سرانه هزينه خدمات شهری آن بسيار بالاتر از ساير شهرها است. گزينه معقول و امکانپذير که در همه دنيا هم دنبال میشود اين است که هزينههای شهر از ساکنان آن دريافت شود.
دريافت هزينه از ساکنان البته محدود به قيودی است. اولا هزينه بايد متناسب با مصرف باشد. لذا شهروندی که از بزرگراهها استفاده میکند يا در منطقهای زندگی میکند که سرانه بهرهمندی از آسفالت خيابان يا فضای سبز بيشتر است يا زباله بيشتری توليد میکند بايد پول بيشتری نسبت به سايرين بپردازد. ثانيا ماليات شهری بايد افراد را تشويق به افزايش کارآيی کند. مثلا اينکه ماليات اتومبيل در اتوبان نسبت عکسی با تعداد سرنشينهايش داشته باشد. يا ماليات شرکتها به گونهای باشد که آنها را تشويق کند که دفاتر خود را به مناطق کمجمعيت و با بار ترافيکی کمتر منتقل کنند. ثالثا شهرداری را مجبور به رعايت حداکثر کارايی و پاسخگويی در مقابل شهروندان کند.
جمعيت دقيق تهران خيلی روشن نيست ولی آمارهای رسمی میگويد بين ۷ تا ۸ ميليون نفر در شهر تهران زندگی میکنند. علاوه بر اين جمعيت تعداد زيادی شرکت و سازمان دولتی و خصوصی در تهران حضور دارند که از خدمات شهری استفاده میکنند. اگر فرض کنيم که سازمانها و شرکتها هم بايد سهمی تقريبا برابر با ساکنان داشته باشند بودجه تقريبا ۸۰۰ ميليارد تومانی تهران بايد بين ساکنانش سرشکن شود که سرانه ساليانه آن میشود چيزی حدود ۵۰.۰۰۰ هزارتومان برای هر نفر يا حدود ۲۵۰.۰۰۰ برای هر خانواده. اين رقم البته برای بخشی از ساکنين تهران پول زيادی است ولی واقعيتی است که نمیتوان از آن فرار کرد. اداره تهران به شکل مناسب هزينه دارد و هزينهاش را بايد ساکنينش بپردازند. منعکس شدن هزينههای زندگی در تهران در سبد خانوار باعث میشود تا تصميم افراد برای زندگی يا ترک اين شهر عقلانیتر شود. اين سياستی است که نتيجه طبيعیاش در خيلی از کشورها کمک به کنترل جمعيت شهرهای بزرگ هم بوده است.
محمدباقر قاليباف، هرچند نتوانست نهمين رئيسجمهور ايران شود، ولي به هر ترتيب، موفق شد دهمين شهردار تهران پس از پيروزي انقلاب شود و كليد اتاقي را به دست گيرد كه تا دو ماه پيش، رقيب انتخاباتياش، بر كرسي آن تكيه زده بود.
در طول دو ماه گذشته، به دلايلي گمانهزني شغل آينده قاليباف، به يك سوژه خبري تبديل شده بود. گاه خبر ميرسيد كه او براي تكميل دوره خلبانياش به فرانسه رفته و قصد دارد، از اين پس صرفا به حرفه خلباني بپردازد.
سپس خبر رسيد كه قرار است، او رئيس بنياد جديدالتأسيسي شود كه از ادغام ستاد اجرايي فرمان امام(ره) و بنياد مستضعفان شكل خواهد گرفت و... ولي كمتر كسي ميپنداشت، شوراي شهر تهران، كه در جريان انتخابات رياستجمهوري، از رقيب قاليباف حمايت كرده بود، كليد طلايي پايتخت را به او بدهد، به ويژه آنكه در اواخر دوره رقابتهاي انتخاباتي، دو جريان قاليباف و احمدينژاد، خطشان را به طور شفافي از يكديگر جدا كرده، حتي از موضعگيري آشكار و بيپرده عليه يكديگر ابا نكردند.
با اين حال، «سياست»، بار ديگر نشان داد كه پديدهاي مطلقانگار نيست، به گونهاي كه در پس يك جنگ تمامعيار سياسي و تبليغي، آبادگران به رقيب ديروز خود به عنوان شهردار رأي ميدهد تا سلسله شگفتيهايي كه از 27 خرداد آغاز شده، همچنان ادامه يابد.
انتخاب شهردار تهران، آن هم پس از دو ماه مذاكرات، رايزنيها، چانهزنيها و لابيهاي پشتپرده، نشان ميدهد كه شوراي شهر براي رسيدن به گزينه نهايي، راه پرپيچوخمي را در دالان سياست و به ويژه در يك «چالش درون آبادگراني» گذرانده است.
گذشته از اين، انتخاب رقيب احمدينژاد به عنوان جانشيني او، آن هم از سوي «آبادگران شوراي شهر» كه تنها حامي انتخاباتي احمدينژاد بود، ميتواند حاوي يك پيام تأملبرانگيز به رئيسجمهور باشد.
احمدينژاد در طول مبارزات انتخاباتي از سوي هيچ گروهي حمايت نشد و حتي جمعيت ايثارگران ـ كه او عضو شوراي مركزياش بود ـ نيز حاضر به حمايت از او نگرديد. در چنان وضعيتي كه احمدينژاد، يكه و تنها شده بود، تنها و تنها آبادگران، آن هم طيف شوراي شهر آن، از وي حمايت كرد.
با اين حال، احمدينژاد در تشكيل كابينهاش، به رغم استفاده از اعضاي شوراي شهر در رايزنيها و شركت دادن آنان در جلسات، نه تنها آنان را به كابينه نبرد، بلكه حتي سمتهاي ديگري نيز در دولت به آنان پيشنهاد نكرد.
از اين رو، دور از انتظار نبود كه شوراي شهر نيز بيآنكه سخني در نقد احمدينژاد بگويد، واكنش «عملگرايانه» در قبال او داشته باشد و در مرحله نخست، گزينههاي مطلوب احمدينژاد براي شهرداري را نپذيرد و در گام بعدي، رقيب سرسخت او در انتخابات را به جاي وي بگمارد.
به هر حال، فارغ از خاستگاههاي اين انتخاب و تحليلهاي سياسي پيرامون آن، اينك قاليباف شهردار تهران است و چه مسئوليت سنگيني را بر دوش گرفته است!
مروري بر رويدادهاي شهرداري تهران در سالهاي گذشته، حاكي از آن است كه شهرداران تهران، اغلب ازعدم درك محدوديتها، الزامات، نيازها و مقتضيات شهرداري پايتخت توسط مسئولان بلندپايه كشوري و دولتمردان گلايه داشتهاند. همچنين نبود هماهنگي بين نهادهاي ديگري كه در شهر فعالاند (همچون نيروي انتظامي و به ويژه راهنمايي و رانندگي) و شهرداري تهران، اغلب از ديگر دلنگرانيهاي مسئولان شهرداريهاي پيشين بوده است.
اينك، اما، اوضاع به گونه ديگري است. احمدينژاد شهردار سابق تهران، بر كرسي عاليترين مقام اجرايي كشور تكيه زده است. او به عنوان كسي كه دو سال شهرداري پايتخت را تجربه كرده است، با تنگناها و نيازهاي تهران كاملا آشناست و گلوگاههاي مشكلدار ارتباط دولت و شهرداري پايتخت را به خوبي ميشناسد. او، سال گذشته در پاسخ به انتقاداتي كه از شهرداري تهران درباره كمبود ناوگان اتوبوسراني شهري مطرح شده بود، توپ را به زمين دولت انداخت و از اينكه بدهي سازمانهاي دولتي به شهرداري پرداخت نميشود و نيز برخي دولتها در كار تهيه اتوبوسراني جديد، اخلال ميكنند، گلايهها كرد.
از اين رو، احمدينژاد، به عنوان مسئول دولت، نميتواند در برابر نارساييهاي شهرداري در بخشي كه به هماهنگيها و حمايتهاي دولتي مربوط ميشود، عذر موجهي براي كوتاهيهاي احتمالياش داشته باشد. در مقابل، قاليباف نيز به عنوان كسي كه در دوران تصديگرياش در نيروي انتظامي، همكاري شهرداري تهران براي حل برخي معضلات شهري، مثل ترافيك را طلب ميكرد، اينك خود به مقام شهرداري رسيده است.
با توجه به اين پيشينهها، اميد ميرود دوراني جديد و پردستاورد براي شهرداري تهران آغاز شود. در شرايط كنوني، نه از قاليباف عذري جهت كمكاري پذيرفته خواهد بود و نه از احمدينژاد، بهانهاي براي عدم توجه كافي به امور شهرداري پايتخت؛ اما عدم هماهنگي بين اين دو، در صورت وقوع، بيگمان به حساب ناآگاهي و كماطلاعي آنان از امور شهري گذاشته نخواهد شد بلكه همه چيز در قالب اختلافات سياسي ـ كه در انتخابات نمود يافت ـ تفسير خواهد شد.
مردم تهران هنوز تراژدي شوراي شهر اول و دو شهردار اسبق تهران را از ياد نبردهاند و بديهي است كه دود اين دعواي احتمالي، فقط به چشم پايتختنشينان خواهد رفت كه از شهردارشان، انتظار كار و خدمت دارند.
روزهاي آينده، دورنماي اين تعامل را مشخص خواهد كرد. دفعه بعد كه هيأت دولت تشكيل جلسه داد، بايد در صفحه تلويزيونها ببينيم كه آيا شهردار تهران نيز به رسم دوران پيش از احمدينژاد در كابينه حضور خواهد داشت يا خير؟ اين، مسئله، البته تنها يك نشانه خواهد بود.
| ||
|
◄ حاجداودها بايد بميرند... آنان در دفتر خاطراتشان، به ياد ندارند همرزمي را كه براي حفظ ارزشها، پاسداري از ميهن و صيانت از آزادي مردمش، در يك لحظه بر اثر انفجار گلوله مستقيم تانك، تكهتكه شده باشد. آنان هرگز به ياد نميآورند كه براي آزادي و ارزشهاي ميهن و مردمشان، هفتهها در محاصره باشند.
از آزادي مردمش، در يك لحظه بر اثر انفجار گلوله مستقيم تانك، تكهتكه شده باشد. آنان هرگز به ياد نميآورند كه براي آزادي و ارزشهاي ميهن و مردمشان، هفتهها در محاصره باشند
| |
![]() |
|
الا اي دختر که شلوارت بلند است بيا از کوچه ما هم گذر کـــن
براي حفظ من از شر شــــــــيطان کمي شلوار خود کوتاه تر کن
*سومين حملهي جنايتكارانه به قضات در كمتر از يك ماه*
قضات بهزودي مسلح ميشوند و در موارد احساس خطر حق تير
دارند
سومين حمله جنايتكارانه به قضات در كمتر از يك ماه، صبح امروز در حالي
اتفاق افتاد كه قاضي آقازاده رييس دادگستري ملارد كرج، قصد خروج از
منزل را داشت. اين ترور پس از حمله به . . . ادامه خبر
*سومين حملهي جنايتكارانه به قضات در كمتر از يك ماه*
قضات بهزودي مسلح ميشوند و در موارد احساس خطر حق تير
دارند
سومين حمله جنايتكارانه به قضات در كمتر از يك ماه، صبح امروز در حالي
اتفاق افتاد كه قاضي آقازاده رييس دادگستري ملارد كرج، قصد خروج از
منزل را داشت. اين ترور پس از حمله به . . . ادامه خبر
|
|
رأى منفى مجلس به ۴ نفر
دولت با ۱۷وزير تشكيل مى شود
نمايندگان مجلس به وزراى پيشنهادى وزارتخانه هاى آموزش و پرورش نفت، رفاه و تعاون رأى اعتماد ندادند |