|
مشق شب حکایت مشقهای ننوشته ای است که اکنون مینویسم
|
گل برای تو فرستادم که مرا یاد کنی ![]()
جسم بی روح مرا در نظرت شاد کنی![]()

باز هم ميگويم که دوستت دارم عزيزم
ای زندگی ام ، ای هستی ام ، ای ياورم ، ای دلدار زندگی ام، ای عشق من ،
ای اميد زندگی ام ، ای تمام وجود من دوستت دارم!
ای كه اميد زندگی را به من دادی ، ای كه خون عاشقی را در رگهای من
جاری ساختی ، ای كه حال و هوايی دوباره به زندگی من دادی ، ای كه
نفسی دوباره به من بخشيدی دوستت دارم!
ای پرستوی عاشق ، ای عمر دقايق ، ای گل شقايق ، ای هميشه عاشق
دوستت دارم!
ای وجود من ، ای طلوع من ، ای حضور پر شوق و شور من دوستت دارم !
ای دريای من ، ای فردای من ، ای دنيای من ، ای رويای من دوستت دارم!
ای گل من ، ای روح من ، ای تمام وجود من ، ای مهتاب من دوستت دارم!
روزی كه تو پا به اين دنيا گذاشتی ، روز تضمين زنده بودن من بوده است!
روزی كه تو پا به اين قلب بی طاقت من گذاشتی ، روز اميد دوباره به زندگی
ام بوده است!
روزی كه به من بگويی دوستت دارم بهترين روز زندگی ام خواهد بود!
و روزی كه از من جدا شوی روز مرگ لحظه هايم خواهد بود!
اينجا بدون تو بی رنگ و روست ، بی عطر و بوست ، اينجا بدون تو هوای دلم
هميشه ابری است ، آسمان چشمانم هميشه بارانی است! اينجا هميشه بر
روی لبانم نام تو جاری است !
هر جا هستی بيا تا دلم خون نشده ، و گلهای خانه مان همه پر پر نشده!
بيا و با خود بوی لاله محبت را با خود بياور ای زندگی من!
ای كه بدون تو دنيا برايم قفس است ،عاشقی برايم هوس است و زندگی
برايم بی نفس است !
ای زندگی من ، ای عشق من ، ای نفس من خيلی دوستت دارم !
باور كن كه خيلی دوستت دارم و خواهم داشت!
گفته ام ، ميگويم و خواهم گفت و باز هم گفته ام ، می گويم و خواهم گفت
كه خيلی دوستت دارم !![]()
![]()
روزي از من خواهي پرسيد
کدام را بيشتر دوست دارم
تو را يا زندگي خودم را ؟؟؟
و من جواب خواهم داد :
زندگيم
و تو مرا ترک خواهي کرد
بدون اينکه بفهمي
تويي زندگي من.....

تو نیستی که ببینی چگونه پیچیده است طنین شعر نگاه تو در ترانهء من
تو نیستی که ببینی چگونه می گردد نسیم روح تو در باغ بی جوانه ء من
چراغ ، آیینه ، دیوار بی تو غمگینند
تو نیستی که ببینی چگونه با دیوار به مهربانی یک دوست از تو میگویم
تو نیستی که ببینی چگونه از دیوار جواب می شنوم
و غافلی از اینکه نمی دانی
دوستت دارم ![]()
![]()
از وبلاگ قطره

سال نخست پیروزی انقلاب بود. همان سالی که همه گویی بر فراز ابرها حرکت میکردند شادی و سرور و لبخند اولین جلوهی حضور و حرکت بود. زوج دانشجویی صاحب پسری شده بودند. میگفتند بچه بیقراری میکند، رفتند پیش دکتر معین، پرسیدم خیر بود؟ دوست دانشجو لبخند زد و گفت این آقای دکتر معین پزشک عجیبیه! گفت این بچه که گریه نمیکنه باید بیش از این گریه کنه تا اکسیژن بیشتری مصرف کنه هر وقت هم دیدید بچه زیادی آرومه خودتان صدایش را در بیاورید.
این روزها پیداست که دکتر معین دارد صدای برخی را در میآورد. البته همه از عزیزان و بزرگان هستند، اما واقعیت این است که همه از بزرگ و کوجک به اکسیژن نیاز دارند.
وقتی موضع گیری ها و سخنان یا شعارهای کاندیداهای ریاست جمهوری را با یکدیگر می سنجیم کاملا روشن است ...
دکتر معین و نیز دکتر رضا خاتمی از ادبیاتی بهره میگیرند که نسبتی نزدیک با صدای مردم دارد. بدیهی است که مراد از صدای مردم همان صدایی است که نسل جوان جامعهی ما نشانه و نمودار آنند. صدای زلال و شفاف و صریح و پرهیز از واژگان یا مواضعی که مثل بازی با یخ چیزی در دست و ذهن شنونده نمیماند. بپذیریم که گاه جامعه نیازمند هوای تازه است اما مهم نشانههای هوای تازه است و نه لفظ آن یا لقلقهی آن بر زبان. به نظرم با همین آهنگ صدای دکتر معین، مردم ما بازتاب صدای خود را در مواضع ایشان میبینند.
سید عطا الله مهاجرانی
اگر رييش جمهور شويد برای حل مشکلات اقتصادی کشور چه می کنيد ؟
۱- احمدی نژاد:دوربرگردان می زنيم.
۲ـ محسن رضايی : دوتاگردان از بچه ها را می بريم پای کار ؛ قضيه را حل کنند.
۳- علی لاريجانی : با واردات هوای تازه مشکل را حل می کنيم.
۴- توکلی : هاشمی را نقد می کنيم ؛ مشکل خودش حل ميشه.
۵- معين : استعفا ميکنیم.
۶- کروبی : مملکت غلط کرده که مشکل اقتصادی داره.
۷- ولايتی : با مقامات کشورهای گابن؛زامبوتا؛بورکينافاسو و...مذاکره می کنيم.
۸- مهر عليزاده : با آوردن مربی خارجی مشکل را حل می کنيم.
۹-قاليباف : از مردم خواهش ميکنيم (با لبخند) تا با ۱۱۰ تماس بگيرند و اگر مشکل حل نشد به ۱۹۷ زنگ بزنند.
۱۰- هاشمی رفسنجانی : مگر ما مشکل اقتصادی هم داريم!!؟!؟!؟
![]()
يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن، قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه، يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه: بابا عجب بدبختيهها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو ميخوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي![]()
فردا با پيروزي تيم ملي ما مبلاگ نويسها هم جشن شادي صعود را در ميان شما خواهيم بود
پس به اميد پيروزي
ايران
ايران
ايران
اگر چه با خشت جان خويش
شعارانتخاباتی دکتر معین نیز مشخص گردید واین برخلاف شعار انتخاباتی سایر کاندیداهاست که سعی می نمایند با عوامفریبی وبا شعار دولت رفاه و......مسئله اصلی ایران که آزادی های سیاسی وبیان می باشد را به گوشه ای هدایت نمایند ولی شعار دوباره می سازمت وطن یک شعار برخاسته از متن جامعه ایران می باشد که به حق توسط دکتر معین انتخاب گردید. بله دوباره می سازمت وطن .....
لاریجانی:
پسر خاله افلاطون ، برادرزاده سقراط. تعالی دهنده فلسفه و از شاگردان نمونه بطلمیوس! نوعی تریبون متحرک. رقیب اصلی فیدل کاسترو در سخنرانی. کمتر از ده سال در هیچ پستی نمی ماند. حتی شما ریاست جمهوری! تنها یک نفر ایشان را با لباسی غیر از کت و شلوار دیده است که از سرنوشت او هم اطلاعی در دست نیست. کسی که اگر پا می داد وسط اذان هم پیام بازرگانی پخش می کرد. دارای مدرک کارشناسی در ریاضی. دکترا در فلسفه . از فرماندهان نظامی دوران جنگ. رئیس سازمان صدا و سیما و.... پیدا کنید پرتقال فروش را.
ولایتی:
آرام. آنتی استرس. از گونه استامینوفن ها. غیب گو. گویند از شاگردان نوستر اداموس بوده است. هر اتفاقی را بعد از به وقوع پیوستن پیش بینی می کند. او احتمال می دهد رای بیاورد. از مصادیق جمله : کسی که تا آخرین قطره خون سازش می کند. جهت انبساط خاطر عرض شود که : ایشان معتقدند افتخار آفرین بوده اند.
معین:
صدای توپ قیافه خوشگل. تپل... . ببخشید اشتباه گرفتم. استعفا سر خود. آماده گرفتن و یا دادن انواع استعفا در محل با سرویس رایگان در اسرع وقت. زمین خورده انواع دانشجو. او بعد از ماجرای کوی دانشگاه حتی برای دانشجوها گریه هم کرد و حتی یک جیغ هم کشید. کسی که با انتخاب محمد رضا خاتمی به معاون اولی خود هماهنگی خود با آقای جنتی را به رخ آن طرفی ها کشید . به قول یک رسانه آلمانی شبیه معلم دینی اول دبستان است. همین.
کروبی:
شیخ. کد خدا. کشته و مرده وساطت و بزرگی کردن. کسی که پا جای پای رفسنجانی خواهد گذاشت. اهل اورکات و چت وآره.... شایعه خوش ملث است. از متخصصین امید درمانی . کسی که همچنان امیدوار است رای بیاورد. بدین وسیله از تمامی کسانی که عذر شرعی و عقلی ندارند درخواست می شود به ایشان رای داده و خانواده را از نگرانی در بیاورند.
توکلی:
ایستاده با مشت. انتقاد دو پا . داد و بیداد جهش یافته. معتقد به سیاست لگد از پایین ، کف گرگی از بالا. از هر کسی که با هر چیزی موافق یا مخالف باشد انتقاد می کند. کارگردان فیلمهای گریه دار و هندی. بازی مورد علاقه او بازی با احساسات مردم است. از کودکی نامزد انتخابات ریاست جمهوری بوده. شخصاً قول می دهم اگر چند بار دیگر نامزد شود ، مردم شرمنده شده به ایشان رای بدهند. کلاٌ پشت کارش خوب است. در تمام عمر دوم بوده ( دو دوره انتخالات ریاست جمهوری و یک دوره مجلس، لابد فرزند دوم خانواده نیز هست)
احمدی نژاد:
بچه مثبت. آماده در آوردن بابای شهرام از نوع جزایری اش. بجه کف جنوب شهر. اگر باران ببارد سر تا پا گل می شود از بس که خاکی است. ماشین مورد علاقه اش پیکان مدل 56 است. تعطیلات را به شاه عبدالعظیم می رود. ساعت کاری از پنج و نیم صبح تا بوق سگ ( تازه بخش نامه کرده هیچ سگی حق ندارد زودتر از 1 و2 بامداد بوق بزند)
حسن روحانی :
از دلالیل نا کارآمدی تن آرا. نامی که می شناسید وبه آن اطمینان ندارید. آنتی توکلی. او معتقد است مذاکره برای انسان از نان شب واجب تر است. کاشف اروپا. حافظ منافع ملی اروپا در ایران . معتقد است : «سگ زرد دشمن درجه یک شغال است.» اگر ما از میوه هایی استفاده می کنیم که هسته دارند. اگر جنبش دانشجویی ما هسته دارد واگر ...به خاطر زحمات ایشان است. انرژی هسته ای هم اصلاً مهم نیست.
مهر علیزاده :
پسر ورزش ایران. آقای خنده. ما در زمان ایشان موفق شدیم ژاپن را فقط با دادن هفت کشته ببریم . هورا..... ایشان از آقایان کروبی و معین خواسته اند تا به نفع ایشان کنار بروند. همین نشان می دهد اوضاع اصلاح طلبان چقدر {...}(شیر) تو {...}(شیر) است. جهت تذکر عرض می کنم که در دوره قبل در یکی از حوزه های انتخابیه رای های آقای هاشمی طبا از رای های باطله هم کمتر بود. حالا خود دانند.
قالیباف :
پاد موتور سیکلت . کاشف کلاه کاسکت. وکیل مدافع خطوط ویژه اتوبوس در تمام جهان. نماینده انحصاری الگانس در ایران . دیروز سردار امروز خوش تیپ مک کوئین. (کفش نوک تیزت رو بخورم سردار جون) نماینده هاشمی در آبادگران. کسی که فکر می کند می تواند اصولگرایی را با زانتیا ، ساده زیستی را با کت جین و شلوار کتان ، کارگزاران را با آبادگران و کلاً چپ را با راست جمع کند.
ابراهیم یزدی:
غیر قانونی .منحل . نهضت سواد آموزی . احترام خاصی برای آزادی قائل است. بزرگترین توهین به شورای نگهبان همین کاندیداتوری ایشان است. تعطیلات آخر هفته را به ایران می آید. از تفرحیات سالم او زندان رفتن است. بدین وسیله از تمام جاعلان ، کلاه برداران ، براندازان و جاسوسان و .... دعوت می شود تا با کاندیدا شدن خودگام بلند دیگری را در جهت پیشرفت این مملکت مظلوم بردارند.
محسن رضایی:
گردان تک نفره. از فامیلهای رضازاده اینا. کسی که چشم بسته و با یک دست تانک را راه می برد. ایشان فرمودند: «من از بیست سال پیش قصد شرکت در انتخابات ریاست جمهوری را دارم.» آگاهان گفتند : بابا کوتاه بیا ، اینقدر زود تصمیماتت رو عملی نکن . شایان ذکر است کمال خرازی از شاگردان تیز هوش کلاس خنده ایشان است.
تو اردبيل معلمه از شاگردش ميپرسه: دو دو تا چند تا ميشه؟ پسره ميگه: شونزده تا! يارو شاكي ميشه، ميگه: همين خنگ بازيا رو در مياريد كه ملت ميگن تركا خرن! دو دو تا ميشه چهارتا، ديگه اگه خيلي بشه، ميشه هشت تا!
يك بابايي داشته از سر كار برميگشته خونه، يهو ميبينه يك جمع عظيمي دارن تشييع جنازه ميكنند، منتها يجور عجيب غريبي: اول صف يك سري ملت دارن دو تا تابوت رو ميبرن، بعد يك يارو مرده با سگش راه ميره، بعد ازون هم يك صف 500 متري ملت دارن دنبالشون ميرن. يارو كف ميكنه، ميره پيش جناب سگ دار، ميگه: تسليت عرض ميكنم قربان، خيلي شرمندم...ميشه بگيد جريان چيه؟ يارو ميگه: والله تابوت جلوييه خانممه، پشتيش هم مادر خانومم... هردوشون رو ديشب اين سگم پاره پاره كرده! مرده ناراحت ميشه، همينجور شروع ميكنه پشت سر يارو راه رفتن، بعد از يك مدت برميگرده ميگه: ببخشيد من خيلي براتون متاسفم، ميدونم الانم وقت پرسيدن اينجور سوالا نيست، ولي ممكنه من يك شب سگ شما رو قرض بگيرم؟! مرده يك نگاهي بهش ميكنه، اشاره ميكنه به 500 متر جمعيتي پشت سر، ميگه: برو ته صف! ![]()
باباي تركه ميميره، مجلس ختمش رفيقاي تركه همه ميان بهش تسليت ميگن. تركه خيلي احساساتي ميشه، ميگه: به خدا خيلي زحمت كشيدين تشريف آوردين، شرمنده كردين... ايشالله ختم پدرتون جبران ميكنم
تركه داشته راديو پيام گوش ميداده، گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بستهاست، راه انقلاب هم به امام حسين بستهاست... تركه ميگه: باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي به امام حسين قسم ميخوري؟! ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
چیه؟


اين بار مصطفي معين در قامت يك پزشك به ديدار اكبر گنجي در قامت يك بيمار رفته است،
معين سالهاست كه يكي از پزشكان تخصصي گنجيست،
دكتر معين متخصص بيماريهاي آلرژي يكي از طبيبان اكبر گنجي پس از بيمار شدن به آسم است،
ديدار بامزهاي بوده،
گنجي كه خود عقيده دارد كه در انتخابات شركت نميكند با يكي از نامزدهاي مطرح رياست جمهوري و اصلاحطلبان پيشرو ديدار كرده،
گنجي در اين سالها نماد آزادي زندانيان سياسي در ايران بوده و تا به امروز بر سر عقايدش ايستاده،
البته مطمئنم كه هيچ يك از كانديداهاي جراءت ملاقات كردن با گنجي را ندارند، حتي آن كانديدايي كه سعي دارد اينگونه القا كند كه از وقتي كه من آمدم «باقي زندان نرفت»، «عبدي آزاد شد» و حالا گنجي، اگر جراءت داري برو ديدن يكي از اينها،
مصطفي معين جدا از اينكه يك فعال سياسي است يك بشردوست است و ديدار با گنجي را علي رغم اينكه ميدانسته گنجي در همان جلسه شايد بگويد كه راي نميدهم پذيرفته و فقط بر اساس حس انساندوستي و اينكه طبيب وظيفه دارد بر بالين بيمار خود حاضر شود انجام داده،
اين روزها معين در حين فعاليتهاي انتخاباتي مدام به مطب پزشكي خود سركشي ميكند و بيمارهاي تخصصي خود را ويزيت ميكند،
به قولي خود را اول پزشك ميداند!
كاري كه شايد در اين زمانه خريداري نداشته باشد،
خوشبختانه از مزاياي برنامههاي زنده اينه كه نميتونن توش دست ببرن و سانسور كنن،
ديشب يعني پنجشنبه 12 خرداد محسن ميردامادي بعنوان نماينده ستاد دكتر معين در بخش خبري ساعت 22 و 30 شركت كرد و با بقيه آقايان از ستادهاي قاليباف، كروبي و لاريجاني،
از صحبتهاي بقيه بگذريم،
ميردامادي حرفهاي خيلي خوبي زد كه من تو اين چند ساله كه يادم هست از تلويزيون نديده بودم،
لزوم حل تنشهاي ايران و آمريكا،
حقوق شهروندي،
عدم برخوردهاي بگير و ببند با سياسيون،
عقلانيت در روابط خارجي به جاي احساسي عمل كردن و شعار ارزشها دادن!
داشتن راديو تلويزيون خصوصي به عنوان يكي از حقوق شهروندي،
رد صلاحيتهاي گسترده و نا به جا،
حفظ حقوق قوميتها در پستهاي كليدي نظام،
دفاع از امكان حضور زنان در انتخابات رياست جمهوري،
انتقاد شديد از رفتارهاي سليقهاي شوراي نگهبان،
حقوق بشر به عنوان يك اصل كليدي در روابط خارجي،
سياست خارجي بدون در نظر گرفتن سياست داخلي بيمعناست،
خلاصه هر چيزي كه به ذهنش رسيد گفت و البته در آخر هم برادران ارزشي خيلي عصباني شدند،
در كل برنامه خوبي بود، حداقل من از برنامه صفايي فراهاني بيشتر خوشم اومد،
به قول بچههاي چلچراغي تركوند،
اميدوارم دوستان از آدمهايي كه صراحت لهجه دارن در اين جور برنامهها استفاده كنن،
| کاریکاتور | ||
![]() | ||
نگاهم کن...
























تقدیم به عشقم ف 



























به ف عزیز
عشق،عشق می آفريند
عشق زندگی می بخشد
زندگی رنج به همراه دارد
رنج دلشوره می آفريند
دلشوره جرات می بخشد
جرات اعتماد به همراه دارد
اعتماد اميد می آفريند
اميد زندگی می بخشد
زندگی عشق می آفريند
عشق،عشق می آفريند
واز عشق مردن سفريست به سوی خدا...

اما مثل اینکه پیروان او راه دیگری را برای کسب دوباره قدرت پیدا نکرده اند ومیخواهند داروی تلخ قدرت را نوش جان نمایند؟
بیچاره ها کم آورده اند وادای علی اون بزرگ مرد تمامی زمانها رو در میارند.......................
اگه اینبار هم ملت گول بخورند دیگه باید فاتحه ایران و ایرانی رو خوند .
ما که از همین حالا میخونیم
بسم ا.............................![]()
سؤال مي کنم: فرض کنيد رأي ندين. دقيقا انتظار دارين چه اتفاقي بيفته که منافعتون رو تأمين کنه؟ اونايي که فقط مي گن مي خوان دامنشون با ننگ رأي دادن لکه دار نشه (يا چيزي مشابه اون)، متأسفانه شايد نمي تونن منافع مستقيم خودشون رو تشخيص بدن. سياست خواه نا خواه دامن همه ما رو گرفته. خواه نا خواه روي زندگي تک تک ما تأثير داره و اگه ما اونو ول کنيم، اون ما رو ول نميکنه و متأسفانه يا خوشبختانه اينکه رئيس جمهور کي باشه، روي زندگي ما تأثير داره. (اگه باور ندارين، تصور کنين احمدي نژاد بخواد رئيس مملکت باشه تا ببينين چطوريه). از اينکه چه لباسي بپوشين گرفته (يادتون که نرفته، مجلس هفتم داره برامون مد لباس هم طراحي ميکنه!) تا اينکه چه فيلمي مي تونين تو سينما ببينين. از اينکه اوضاع اقتصادي و نرخ تورم (مقدار گرون شدن اجناس) چقدر باشه گرفته (يادتون رفته تورم زمان رفسنجاني بنا به گفته خودش 50 درصد بود؟) تا اينکه اگه تو تاکسي درباره رهبر نظام حرفهاييي زدين، دهنتونو صاف کنن يا نه (از اين نظر هم تو رو خدا الآن رو با 15 سال پيش مقايسه کنين) همه اينها به سياست و اينکه کي رئيس جمهور بشه، ربط داره. پس خواهي نخواهي، سياست يقه ما رو گرفته، ول هم نميکنه! بنابراين براي ايفاي نقش توي چيزي که روي منافع مستقيم آدم تأثير داره، بايد زحمت کشيد، مايه گذاشت و احيانا هزينه کرد. پس لطف کنيم انقدر از لکه دار شدن دامن پاکمون! نترسيم. انگار که انقدر استرليزه هستيم که رأي دادن کثيف ترين کاريه که تو عمرمون کرديم! خداييش اينطوريه؟
تركه مرده شور بوده، بعد از يه مدتي ميگيرنش دهنش رو سرويس ميكنن. رفيقاش ميپرسن بابا مگه اين بيچاره چي كار كرده بود؟ ميگن: اين پدرسوخته سوالاي شب اول قبر رو تكثير كرده بود بين مردهها تقسيم ميكرد!






چه طوره؟
ف عزیز فقط می تونم بگم چشم انتظارتم و دوستت دارم![]()
نسیم اول
گیرم که نسل قبلی ما ها رو نمیشناسن...
فرض کنیم قدرمونو نمیدونن، تاثیرمونو، افکارمونو، عقایدمونو، احساساتمونو درک نمیکنن...
اما ما چیکار کردیم؟
هیچ شده با خودت تنها بشینی و فکر کنی که من چه تلاشی کردم که شناخته بشم؟
چه کاری کردم که بتونم افکارمو منتشر کنم؟ چه فعالیتی داشتم که هم فکرهامو دور هم
جمع کنم؟
تا حالا شده به این فکر کنی که من چه نقشی داشتم؟ توی چی؟
توی اتفاقی که هر سال توی کتاب تاریخ می خوانم و نمره می گیرم و بی خیالش میشم تا
سال بعد!
مشروطیت، انقلاب 57، جنبش ملی شدن نفت...درسته!
هیچکدوم از اینا به سن من و تو قد نمیده...
اما فکر نمیکنی دوم خرداد 76 یه ربطی به ما داره؟ فکر نمیکنی 16 آذر 83 یه چیزایی رو به یاد
ما میاره؟ 18 تیر چیزی رو تو ذهنت زنده نمیکنه؟
فرض کنیم حق با ماست...
آره!
نسل قبلی هیچ تلاشی برای گسترش افکار و عقاید و نوآوری های ما نکردند...
هیچ اهمیتی به ما نمیدن... هیچ ارزشی برای حرفای ما قایل نیستن...
اما آیا خودمون برای همدیگه احترام قایلیم؟ آیا امروز که سرنوشتمون دست خودمونه بهش
فکر می کنیم؟ آیا به این فکر می کنیم که هر اتفاقی توی 20-10 سال آینده ایران تاثیر گذار
باشه توی سرنوشت و زندگی تک تک ما بیشتر از نسل اول و دوم تاثیر داره؟
نسیم حرفش اینه... که وقتی فکر میکنی هیچکس تو فکرت نیست حداقل خودت به فکر
باش...
نسیم یه تریبونه... یه تریبون برای همه اونایی که حرفی برای گفتن دارند...
برای دلخوری هاشون، برای دغدغه هاشون، برای امید هاشون... تنها شرط نسیمی شدن
مایوس نبودنه...
از امروز تا اون موقعی که ما نسل دومی بشیم و نسل سومی هی قضاوتمون کنن منتظر
وزیدن نسیم های شما هستیم...
نسیم ایرانی، نسیم امید...
ممانعت از حضورکولایی درمناظره صداوسیما/کاریکاتوری ازبزرگمهرحسین پور
لینک




نفس هایی که در سینه حبس کرده بودیم، بغض هایی که راه گلویمان را سد کرده بود و نیرویی را که در اندام جوانمان ذخیره کرده بودیم روز سه شنبه با تشکیل یک حلقه انسانی از ده ها جوان دختر و پسر تهرانی که از گوشه و کنار این شهر خود را به «نسل سومی های یاریگر معین» رسانده بودند در ستایش آزادی رها کردیم و فریاد برآوردیم تا در دورتادور نماد «آزادی» و «رهایی» ملت بزرگ ایران یک بار دیگر سرود آزادی را در آسمان تهران و ایران طنین انداز کنیم.
اگرچه از روزهای پیش ستاد نسیم اقدام به یارگیری برای برگزاری این مراسم باشکوه می کرد اما امروز جوانان مشتاقی بودند که بدون نام نویسی در این ستاد مشتاقانه کاورهای قرمز رنگ آراسته شده به شعار «یک برگ رای، سهم من از دموکراسی» به تن کردند و به تشکیل این حلقه انسانی یاری رساندند.
پس از اینکه جوانان تنها به فاصله یک متر از هم حلقه را تشکیل دادند پوسترهای دکتر معین به همراه شاخه های گل به روی دست رفت و برخی نیز اشعاری از شاعران بزرگ ایران چون احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث و... که در ستایش آزادی بر روی پلاکاردها نوشته بودند و بر فراز دست ها گرفتند.
یک ساعت پس از تشکیل «حلقه آزادی» جوانان تشکیل دهنده این حلقه به سمت قسمت زیرین برج حرکت کردند تا با سر دادن ترانه های یار دبستانی من، ای ایران و دوباره می سازمت وطن بر شکوه این مراسم بیافزایند. با تنگ تر شدن حلقه انسانی جمعیت یکصدا فریاد برآوردند «معین دوستت داریم». حرکت سمبلیک جوانان حامی معین با دست افشانی و تکرار سرود یاردبستانی به اتمام رسید.