تبليغاتX
مشق شب
مشق شب حکایت مشقهای ننوشته ای است که اکنون مینویسم

گل برای تو فرستادم که مرا یاد کنی

جسم بی روح مرا در نظرت شاد کنی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1384ساعت 16:18  توسط محمد(مشق شب)  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1384ساعت 17:9  توسط محمد(مشق شب)  | 

باز هم ميگويم که دوستت دارم عزيزم

ای زندگی ام ، ای هستی ام ، ای ياورم ، ای دلدار زندگی ام، ای عشق من ،

ای اميد زندگی ام ، ای تمام وجود من دوستت دارم!

ای كه اميد زندگی را به من دادی ، ای كه خون عاشقی را در رگهای من

جاری ساختی ، ای كه حال و هوايی دوباره به زندگی من دادی ، ای كه

نفسی دوباره به من بخشيدی دوستت دارم!

ای پرستوی عاشق ، ای عمر دقايق ، ای گل شقايق ، ای هميشه عاشق

دوستت دارم!

ای وجود من ، ای طلوع من ، ای حضور پر شوق و شور من دوستت دارم !

ای دريای من ، ای فردای من ، ای دنيای من ، ای رويای من دوستت دارم!

ای گل من ، ای روح من ، ای تمام وجود من ، ای مهتاب من دوستت دارم!

روزی كه تو پا به اين دنيا گذاشتی ، روز تضمين زنده بودن من بوده است!

روزی كه تو پا به اين قلب بی طاقت من گذاشتی ، روز اميد دوباره به زندگی

ام بوده است!

روزی كه به من بگويی دوستت دارم بهترين روز زندگی ام خواهد بود!

و روزی كه از من جدا شوی روز مرگ لحظه هايم خواهد بود!

اينجا بدون تو بی رنگ و روست ، بی عطر و بوست ، اينجا بدون تو هوای دلم

هميشه ابری است ، آسمان چشمانم هميشه بارانی است! اينجا هميشه بر

روی لبانم نام تو جاری است !

هر جا هستی بيا تا دلم خون نشده ، و گلهای خانه مان همه پر پر نشده!

بيا و با خود بوی لاله محبت را با خود بياور ای زندگی من!

ای كه بدون تو دنيا برايم قفس است ،عاشقی برايم هوس است و زندگی

برايم بی نفس است !

ای زندگی من ، ای عشق من ، ای نفس من خيلی دوستت دارم !

باور كن كه خيلی دوستت دارم و خواهم داشت!

گفته ام ، ميگويم و خواهم گفت و باز هم گفته ام ، می گويم و خواهم گفت

كه خيلی دوستت دارم !

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1384ساعت 17:7  توسط محمد(مشق شب)  | 

روزي از من خواهي پرسيد

کدام را بيشتر دوست دارم

تو را يا زندگي خودم را ؟؟؟

و من جواب خواهم داد :

زندگيم

و تو مرا ترک خواهي کرد

بدون اينکه بفهمي

تويي زندگي من.....

 

Beating HeartBeating HeartBeating HeartBeating HeartBeating HeartBeating HeartBeating HeartBeating Heart

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1384ساعت 17:3  توسط محمد(مشق شب)  | 

تو نیستی که ببینی چگونه پیچیده است طنین شعر نگاه تو در ترانهء من

تو نیستی که ببینی چگونه می گردد نسیم روح تو در باغ بی جوانه ء من

                 چراغ ، آیینه ، دیوار بی تو غمگینند

تو نیستی که ببینی چگونه با دیوار به مهربانی یک دوست از تو میگویم

تو نیستی که ببینی چگونه از دیوار جواب می شنوم

                 و غافلی از اینکه نمی دانی                                                        

                                                       دوستت دارم

از وبلاگ قطره

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1384ساعت 17:2  توسط محمد(مشق شب)  | 

ادبیات دکتر معین
 

سال نخست پیروزی انقلاب بود. همان سالی که همه گویی بر فراز ابرها حرکت می‌کردند شادی و سرور و لبخند اولین جلوه‌ی حضور و حرکت بود. زوج دانشجویی صاحب پسری شده بودند. می‌گفتند بچه بی‌قراری می‌کند، رفتند پیش دکتر معین، پرسیدم خیر بود؟ دوست دانشجو لبخند زد و گفت این آقای دکتر معین پزشک عجیبیه! گفت این بچه که گریه نمی‌کنه باید بیش از این گریه کنه تا اکسیژن بیشتری مصرف کنه هر وقت هم دیدید بچه زیادی آرومه خودتان صدایش را در بیاورید.
این روزها پیداست که دکتر معین دارد صدای برخی را در می‌آورد. البته همه از عزیزان و بزرگان هستند، اما واقعیت این است که همه از بزرگ و کوجک به اکسیژن نیاز دارند.
وقتی موضع گیری ها و سخنان یا شعارهای کاندیداهای ریاست جمهوری را با یکدیگر می سنجیم کاملا روشن است ...

دکتر معین و نیز دکتر رضا خاتمی از ادبیاتی بهره می‌گیرند که نسبتی نزدیک با صدای مردم دارد. بدیهی است که مراد از صدای مردم همان صدایی است که نسل جوان جامعه‌ی ما نشانه و نمودار آنند. صدای زلال و شفاف و صریح و پرهیز از واژگان یا مواضعی که مثل بازی با یخ چیزی در دست و ذهن شنونده نمی‌ماند. بپذیریم که گاه جامعه نیازمند هوای تازه است اما مهم نشانه‌های هوای تازه است و نه لفظ آن یا لقلقه‌ی آن بر زبان. به نظرم با همین آهنگ صدای دکتر معین، مردم ما بازتاب صدای خود را در مواضع ایشان می‌بینند.

                                                             سید عطا الله مهاجرانی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1384ساعت 16:52  توسط محمد(مشق شب)  | 

اگر رييش جمهور شويد برای حل مشکلات اقتصادی کشور چه می کنيد ؟
۱- احمدی نژاد:دوربرگردان می زنيم.
۲ـ محسن رضايی : دوتاگردان از بچه ها را می بريم پای کار ؛ قضيه را حل کنند.
۳- علی لاريجانی : با واردات هوای تازه مشکل را حل می کنيم.
۴- توکلی : هاشمی را نقد می کنيم ؛ مشکل خودش حل ميشه.
۵- معين : استعفا ميکنیم.
۶- کروبی : مملکت غلط کرده که مشکل اقتصادی داره.
۷- ولايتی : با مقامات کشورهای گابن؛زامبوتا؛بورکينافاسو و...مذاکره می کنيم.
۸- مهر عليزاده : با آوردن مربی خارجی مشکل را حل می کنيم.
۹-قاليباف : از مردم خواهش ميکنيم (با لبخند) تا با ۱۱۰ تماس بگيرند و اگر مشکل حل نشد به ۱۹۷ زنگ بزنند.
۱۰- هاشمی رفسنجانی : مگر ما مشکل اقتصادی هم داريم!!؟!؟!؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1384ساعت 6:39  توسط محمد(مشق شب)  | 

يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن،‌ قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه،‌ يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم  نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه:‌ بابا عجب بدبختيه‌ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي‌خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1384ساعت 6:28  توسط محمد(مشق شب)  | 

پیروزی غرور افرین تیم ملی فوتبال در برابر تیم شکست خورده بحرین را به همه مخصوصا ف عزیز تبریک می گویم
+ نوشته شده در  جمعه بیستم خرداد 1384ساعت 20:49  توسط محمد(مشق شب)  | 

سلام به همگي

فردا با پيروزي تيم ملي ما مبلاگ نويسها هم جشن شادي صعود را در ميان شما خواهيم بود

                                              پس   به     اميد پيروزي 

                                                   ايران

                                                           ايران

                                                                      ايران

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم خرداد 1384ساعت 17:28  توسط محمد(مشق شب)  | 

دوباره مي‌سازمت وطن

اگر چه با خشت جان خويش

شعارانتخاباتی دکتر معین نیز مشخص گردید واین برخلاف شعار انتخاباتی سایر کاندیداهاست که سعی می نمایند با عوامفریبی وبا شعار دولت رفاه و......مسئله اصلی ایران که آزادی های سیاسی وبیان می باشد را به گوشه ای هدایت نمایند ولی شعار دوباره می سازمت وطن یک شعار برخاسته از متن جامعه ایران می باشد که به حق توسط دکتر معین انتخاب گردید. بله دوباره می سازمت وطن .....

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد 1384ساعت 14:21  توسط محمد(مشق شب)  | 


به سراغ ....
 

 

Click to view full size image

 

به سراغ من اگر میایی پشت هیچستانم

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد 1384ساعت 14:7  توسط محمد(مشق شب)  | 

به سان رود که در نشیب دره سر به سنگ میزند رونده باش 
امید هیچ معجزی ز مرده نیست 
 زنده باش
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد 1384ساعت 13:41  توسط محمد(مشق شب)  | 

رفسنجانی:
نوح معاصر. در کتابهای خطی نام او آمده است. دارای رفاقتی چندین ساله با عزرائیل. پدر پسته جهان. نسبت ایشان با سیاست مانند نسبت علی دایی است با فوتبال : هر دو ول کن قضیه نیستند. ایشان معتقدند : پول چرک کف دست دیگران است و همچنین معتقدند باید به جوانان فرصت داد ولی من نمی دهم. از افتخارات ایشان اشتغال زایی برای پتروس های فداکار است. قابل ذکر است فائزه هاشمی دختر ایشان است .

لاریجانی:
پسر خاله افلاطون ، برادرزاده سقراط. تعالی دهنده فلسفه و از شاگردان نمونه بطلمیوس! نوعی تریبون متحرک. رقیب اصلی فیدل کاسترو در سخنرانی. کمتر از ده سال در هیچ پستی نمی ماند. حتی شما ریاست جمهوری! تنها یک نفر ایشان را با لباسی غیر از کت و شلوار دیده است که از سرنوشت او هم اطلاعی در دست نیست. کسی که اگر پا می داد وسط اذان هم پیام بازرگانی پخش می کرد. دارای مدرک کارشناسی در ریاضی. دکترا در فلسفه . از فرماندهان نظامی دوران جنگ. رئیس سازمان صدا و سیما و.... پیدا کنید پرتقال فروش را.

ولایتی:
آرام. آنتی استرس. از گونه استامینوفن ها. غیب گو. گویند از شاگردان نوستر اداموس بوده است. هر اتفاقی را بعد از به وقوع پیوستن پیش بینی می کند. او احتمال می دهد رای بیاورد. از مصادیق جمله : کسی که تا آخرین قطره خون سازش می کند. جهت انبساط خاطر عرض شود که : ایشان معتقدند افتخار آفرین بوده اند.

معین:
صدای توپ قیافه خوشگل. تپل... . ببخشید اشتباه گرفتم. استعفا سر خود. آماده گرفتن و یا دادن انواع استعفا در محل با سرویس رایگان در اسرع وقت. زمین خورده انواع دانشجو. او بعد از ماجرای کوی دانشگاه حتی برای دانشجوها گریه هم کرد و حتی یک جیغ هم کشید. کسی که با انتخاب محمد رضا خاتمی به معاون اولی خود هماهنگی خود با آقای جنتی را به رخ آن طرفی ها کشید . به قول یک رسانه آلمانی شبیه معلم دینی اول دبستان است. همین.

کروبی:
شیخ. کد خدا. کشته و مرده وساطت و بزرگی کردن. کسی که پا جای پای رفسنجانی خواهد گذاشت. اهل اورکات و چت وآره.... شایعه خوش ملث است. از متخصصین امید درمانی . کسی که همچنان امیدوار است رای بیاورد. بدین وسیله از تمامی کسانی که عذر شرعی و عقلی ندارند درخواست می شود به ایشان رای داده و خانواده را از نگرانی در بیاورند.

توکلی:
ایستاده با مشت. انتقاد دو پا . داد و بیداد جهش یافته. معتقد به سیاست لگد از پایین ، کف گرگی از بالا. از هر کسی که با هر چیزی موافق یا مخالف باشد انتقاد می کند. کارگردان فیلمهای گریه دار و هندی. بازی مورد علاقه او بازی با احساسات مردم است. از کودکی نامزد انتخابات ریاست جمهوری بوده. شخصاً قول می دهم اگر چند بار دیگر نامزد شود ، مردم شرمنده شده به ایشان رای بدهند. کلاٌ پشت کارش خوب است. در تمام عمر دوم بوده ( دو دوره انتخالات ریاست جمهوری و یک دوره مجلس، لابد فرزند دوم خانواده نیز هست)

احمدی نژاد:
بچه مثبت. آماده در آوردن بابای شهرام از نوع جزایری اش. بجه کف جنوب شهر. اگر باران ببارد سر تا پا گل می شود از بس که خاکی است. ماشین مورد علاقه اش پیکان مدل 56 است. تعطیلات را به شاه عبدالعظیم می رود. ساعت کاری از پنج و نیم صبح تا بوق سگ ( تازه بخش نامه کرده هیچ سگی حق ندارد زودتر از 1 و2 بامداد بوق بزند)

حسن روحانی  :
از دلالیل نا کارآمدی تن آرا. نامی که می شناسید وبه آن اطمینان ندارید. آنتی توکلی. او معتقد است مذاکره برای انسان از نان شب واجب تر است. کاشف اروپا. حافظ منافع ملی اروپا در ایران . معتقد است : «سگ زرد دشمن درجه یک شغال است.» اگر ما از میوه هایی استفاده می کنیم که هسته دارند. اگر جنبش دانشجویی ما هسته دارد واگر ...به خاطر زحمات ایشان است. انرژی هسته ای هم اصلاً مهم نیست.

مهر علیزاده :
پسر ورزش ایران. آقای خنده. ما در زمان ایشان موفق شدیم ژاپن را فقط با دادن هفت کشته ببریم . هورا..... ایشان از آقایان کروبی و معین خواسته اند تا به نفع ایشان کنار بروند. همین نشان می دهد اوضاع اصلاح طلبان چقدر {...}(شیر) تو {...}(شیر) است. جهت تذکر عرض می کنم که در دوره قبل در یکی از حوزه های انتخابیه رای های آقای هاشمی طبا از رای های باطله هم کمتر بود. حالا خود دانند.

قالیباف :
پاد موتور سیکلت . کاشف کلاه کاسکت. وکیل مدافع خطوط ویژه اتوبوس در تمام جهان. نماینده انحصاری الگانس در ایران . دیروز سردار امروز خوش تیپ مک کوئین. (کفش نوک تیزت رو بخورم سردار جون) نماینده هاشمی در آبادگران. کسی که فکر می کند می تواند اصولگرایی را با زانتیا ، ساده زیستی را با کت جین و شلوار کتان ، کارگزاران را با آبادگران و کلاً چپ را با راست جمع کند.

ابراهیم یزدی:
غیر قانونی .منحل . نهضت سواد آموزی . احترام خاصی برای آزادی قائل است. بزرگترین توهین به شورای نگهبان همین کاندیداتوری ایشان است. تعطیلات آخر هفته را به ایران می آید. از تفرحیات سالم او زندان رفتن است. بدین وسیله از تمام جاعلان ، کلاه برداران ، براندازان و جاسوسان و ....  دعوت می شود تا با کاندیدا شدن خودگام بلند دیگری را در جهت پیشرفت این مملکت مظلوم بردارند.

محسن رضایی:
گردان تک نفره. از فامیلهای رضازاده اینا. کسی که چشم بسته و با یک دست تانک را راه می برد. ایشان فرمودند: «من از بیست سال پیش قصد شرکت در انتخابات ریاست جمهوری را دارم.» آگاهان گفتند : بابا کوتاه بیا ، اینقدر زود تصمیماتت رو عملی نکن . شایان ذکر است کمال خرازی از شاگردان تیز هوش کلاس خنده ایشان است.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1384ساعت 17:49  توسط محمد(مشق شب)  | 

 يك شب تلوزبون فيلم سينمايي خانه كوچك رو گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن!

 

تو اردبيل معلمه از شاگردش ميپرسه: دو دو تا چند تا ميشه؟ پسره ميگه:  شونزده تا! يارو شاكي ميشه، ميگه: همين خنگ بازيا رو در مياريد كه ملت ميگن تركا خرن! دو دو تا ميشه چهارتا، ديگه اگه خيلي بشه، ميشه هشت تا!

يك بابايي داشته از سر كار برميگشته خونه، يهو ميبينه يك جمع عظيمي دارن تشييع جنازه ميكنند، منتها يجور عجيب غريبي: اول صف يك سري ملت دارن دو تا تابوت رو ميبرن، بعد يك يارو مرده با سگش راه ميره، بعد ازون هم يك صف 500 متري ملت دارن دنبالشون ميرن. يارو كف ميكنه، ميره پيش جناب سگ دار، ميگه:  تسليت عرض ميكنم قربان، خيلي شرمندم...ميشه بگيد جريان چيه؟ يارو ميگه: والله  تابوت جلوييه خانممه، پشتيش هم مادر خانومم... هردوشون رو ديشب اين سگم پاره  پاره كرده! مرده ناراحت ميشه، همينجور شروع ميكنه پشت سر يارو راه رفتن، بعد از يك مدت برميگرده ميگه: ببخشيد من خيلي براتون متاسفم، ميدونم الانم وقت پرسيدن اينجور سوالا نيست، ولي ممكنه من يك شب سگ شما رو قرض بگيرم؟! مرده يك نگاهي بهش ميكنه، اشاره ميكنه به 500 متر جمعيتي پشت سر، ميگه: برو ته صف!


باباي تركه ميميره، مجلس ختمش رفيقاي تركه همه ميان بهش تسليت ميگن. تركه خيلي احساساتي ميشه، ميگه: به خدا خيلي زحمت كشيدين تشريف آوردين، ‌شرمنده كردين... ايشالله ختم پدرتون جبران مي‌كنم

تركه داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است... ‌تركه ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي به امام حسين قسم ميخوري؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1384ساعت 17:41  توسط محمد(مشق شب)  | 

چیه؟

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 18:53  توسط محمد(مشق شب)  | 

picc
در حاشیه مراسم:
مرتضی کاظمیان، علی اصغر خدایاری، فخرالسادات محتشمی پور ازجمله چهره های شاخص حامی معین بودند که در این پاسداشت حضور داشتند.
یک روحانی جوان با پوشیدن کاور «ستاد نسیم» در جمع جوانان حامی معین حضور داشت که با استقبال جوانان روبه رو شد.
حرکت نمادین جوانان حامی معین از سوی رانندگانی که میدان را دور می زدند با بوق زدن های پیاپی مورد تشویق قرار می گرفت.
حضور خبرنگاران و عکاسان در این پاسداشت کاملاً چشمگیر بود.
منیژه حکمت کارگردان سینما و دخترش پگاه آهنگرانی بازیگر سینما از پاسداشت آزادی جوانان حامی معین فیلمبرداری می کردند.
در میان جوانان چند چهره میانسال و بالاتر هم دیده می شد.
حضور چشمگیر دختران جوان حامی معین در این پاسداشت مورد توجه عکاسان و فیلمبردارها قرار گرفت.
قبل از تشکیل مراسم حلقه های بحث درخصوص انتخابات و رای دادن به دکتر معین تشکیل شده بود.
پس از پایان مراسم جوانان شادمانه برگزاری موفقیت آمیز این پاسداشت را تبریک می گفتند
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 18:44  توسط محمد(مشق شب)  | 

 

طبيب بر بالين بيمار


اين بار مصطفي معين در قامت يك پزشك به ديدار اكبر گنجي در قامت يك بيمار رفته است،
معين سالهاست كه يكي از پزشكان تخصصي گنجي‌ست،
دكتر معين متخصص بيماري‌هاي آلرژي يكي از طبيبان اكبر گنجي پس از بيمار شدن به آسم است،
ديدار بامزه‌اي بوده،
گنجي كه خود عقيده دارد كه در انتخابات شركت نمي‌كند با يكي از نامزدهاي مطرح رياست جمهوري و اصلاح‌طلبان پيشرو ديدار كرده،
گنجي در اين سالها نماد آزادي زندانيان سياسي در ايران بوده و تا به امروز بر سر عقايدش ايستاده،
البته مطمئنم كه هيچ يك از كانديداهاي جراءت ملاقات كردن با گنجي را ندارند، حتي آن كانديدايي كه سعي دارد اينگونه القا كند كه از وقتي كه من آمدم «باقي زندان نرفت»، «عبدي آزاد شد» و حالا گنجي، اگر جراءت داري برو ديدن يكي از اينها،
مصطفي معين جدا از اينكه يك فعال سياسي است يك بشردوست است و ديدار با گنجي را علي رغم اينكه مي‌دانسته گنجي در همان جلسه شايد بگويد كه راي نمي‌دهم پذيرفته و فقط بر اساس حس انسان‌دوستي و اينكه طبيب وظيفه دارد بر بالين بيمار خود حاضر شود انجام داده،
اين روزها معين در حين فعاليت‌هاي انتخاباتي مدام به مطب پزشكي خود سركشي مي‌كند و بيمارهاي تخصصي خود را ويزيت مي‌كند،
به قولي خود را اول پزشك مي‌داند!
كاري كه شايد در اين زمانه خريداري نداشته باشد،

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 18:39  توسط محمد(مشق شب)  | 

 

ميردامادي تركوند

خوشبختانه از مزاياي برنامه‌هاي زنده اينه كه نمي‌تونن توش دست ببرن و سانسور كنن،
ديشب يعني پنجشنبه 12 خرداد محسن ميردامادي بعنوان نماينده ستاد دكتر معين در بخش خبري ساعت 22 و 30 شركت كرد و با بقيه آقايان از ستادهاي قاليباف، كروبي و لاريجاني،
از صحبت‌هاي بقيه بگذريم،
ميردامادي حرف‌هاي خيلي خوبي زد كه من تو اين چند ساله كه يادم هست از تلويزيون نديده بودم،
لزوم حل تنش‌هاي ايران و آمريكا،
حقوق شهروندي،
عدم برخوردهاي بگير و ببند با سياسيون،
عقلانيت در روابط خارجي به جاي احساسي عمل كردن و شعار ارزشها دادن!
داشتن راديو تلويزيون خصوصي به عنوان يكي از حقوق شهروندي،
رد صلاحيت‌هاي گسترده و نا به جا،
حفظ حقوق قوميت‌ها در پست‌هاي كليدي نظام،
دفاع از امكان حضور زنان در انتخابات رياست جمهوري،
انتقاد شديد از رفتارهاي سليقه‌اي شوراي نگهبان،
حقوق بشر به عنوان يك اصل كليدي در روابط خارجي،
سياست خارجي بدون در نظر گرفتن سياست داخلي بي‌معناست،
خلاصه هر چيزي كه به ذهنش رسيد گفت و البته در آخر هم برادران ارزشي خيلي عصباني شدند،
در كل برنامه خوبي بود، حداقل من از برنامه صفايي فراهاني بيشتر خوشم اومد،
به قول بچه‌هاي چلچراغي تركوند،
اميدوارم دوستان از آدمهايي كه صراحت لهجه دارن در اين جور برنامه‌ها استفاده كنن،

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 18:37  توسط محمد(مشق شب)  | 

کاریکاتور
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 17:37  توسط محمد(مشق شب)  | 

نگاهم کن...

عشق بی معنی نیست

 

تقدیم به عشقم ف 
                                                                                  
جان
 
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 17:36  توسط محمد(مشق شب)  | 

همیشه درقلبم   جای توست
همیشه درقلبم
You Are Special..., Roses With Heart
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 17:32  توسط محمد(مشق شب)  | 

به ف عزیز

 

عشق،عشق می آفريند       
                                 عشق زندگی می بخشد
زندگی رنج به همراه دارد 
                                   رنج دلشوره می آفريند
دلشوره جرات می بخشد  
                                 جرات اعتماد به همراه دارد
اعتماد اميد می آفريند   
                                   اميد زندگی می بخشد
زندگی عشق می آفريند    
                                   عشق،عشق می آفريند  

      واز عشق مردن سفريست به سوی خدا...

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 17:30  توسط محمد(مشق شب)  | 

چرا اونایی که محبوبیت خودشون رو از دست میدن جام زهر یا داروی تلخ میخورند.............
یادم میاد یه روزی یه آقایی که مردم دوسش داشتند بخاطر ندانم کاری بعضیها آخرش مجبور شد جام زهر رو بنوشه اما نه برای کسب قدرت .......................................

اما مثل اینکه پیروان او راه دیگری را برای کسب دوباره قدرت پیدا نکرده اند ومیخواهند داروی تلخ قدرت را نوش جان نمایند؟

بیچاره ها کم آورده اند وادای علی اون بزرگ مرد تمامی زمانها رو در میارند.......................

اگه اینبار هم ملت گول بخورند دیگه باید فاتحه ایران و ایرانی رو خوند .

ما که از همین حالا میخونیم

بسم ا.............................

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 17:28  توسط محمد(مشق شب)  | 

سانسور مواضع معين در صدا و سيما
در برنامه‌اي كه شب گذشته ساعت 45/19 با حضور دكتر معين پخش شد، صحبت‌هاي اين كانديداي اصلاح‌طلبان در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري سانسور شد.
گفتني است در اين برنامه دكتر معين در بحث تهاجم فرهنگي به تشريح دو ديدگاه در موضوع فرهنگ پرداخت كه يك نگاه اعلام محدوديت و ديگر ممنوعيت را مورد بررسي قرار داد.
بنابراين گزارش معين با تشريح عوارضي ناشي از ديدگاهي كه قائل به ممنوعيت فرهنگي بود اشاره كرد: «سرانجام نگاه ممنوعيت در حوزه فرهنگ به تفكراتي برمي‌گردد كه از دل آن برنامه‌هايي نظير هويت و كنفرانس برلين در ماجراي قتل‌هاي زنجيره‌اي شكل مي‌گيرد» كه صدا و سيما با اين بهانه كه هويت و كنفرانس برلين به يكي از كانديداها مرتبط است اين بخش از صحبت‌هاي معين را سانسور كرد.
گنجی در دیدار با معین: حالا كه آمده‌ايد، سخنگوي بخش محذوف جامعه شويد و بايستيد
ما مصدق ديگري مي‌خواهيم و پيشنهاد من به شما اين است كه سخنگوي نيروهاي محذوف و سرخورده جامعه باشيد كه بيشترين ظلم و ستم را تحمل كرده و مي‌كنند
 
آيا راي ندادن در اين دوره به دليل افزايش آگاهانه مشروعيت حكومت، غيراخلاقي است؟

 

سؤال مي کنم: فرض کنيد رأي ندين. دقيقا انتظار دارين چه اتفاقي بيفته که منافعتون رو تأمين کنه؟ اونايي که فقط مي گن مي خوان دامنشون با ننگ رأي دادن لکه دار نشه (يا چيزي مشابه اون)، متأسفانه شايد نمي تونن منافع مستقيم خودشون رو تشخيص بدن. سياست خواه نا خواه دامن همه ما رو گرفته. خواه نا خواه روي زندگي تک تک ما تأثير داره و اگه ما اونو ول کنيم، اون ما رو ول نمي‌کنه و متأسفانه يا خوشبختانه اينکه رئيس جمهور کي باشه، روي زندگي ما تأثير داره. (اگه باور ندارين، تصور کنين احمدي نژاد بخواد رئيس مملکت باشه تا ببينين چطوريه). از اينکه چه لباسي بپوشين گرفته (يادتون که نرفته، مجلس هفتم داره برامون مد لباس هم طراحي مي‌کنه!) تا اينکه چه فيلمي مي تونين تو سينما ببينين. از اينکه اوضاع اقتصادي و نرخ تورم (مقدار گرون شدن اجناس)   چقدر باشه گرفته (يادتون رفته تورم زمان رفسنجاني بنا به گفته خودش 50 درصد بود؟) تا اينکه اگه تو تاکسي درباره رهبر نظام حرفهاييي زدين، دهنتونو صاف کنن يا نه (از اين نظر هم تو رو خدا الآن رو با 15 سال پيش مقايسه کنين) همه اينها به سياست و اينکه کي رئيس جمهور بشه، ربط داره. پس خواهي نخواهي، سياست يقه ما رو گرفته، ول هم نمي‌کنه! بنابراين براي ايفاي نقش توي چيزي که روي منافع مستقيم آدم تأثير داره، بايد زحمت کشيد، مايه گذاشت و احيانا هزينه کرد. پس لطف کنيم انقدر از لکه دار شدن دامن پاکمون! نترسيم. انگار که انقدر استرليزه هستيم که رأي دادن کثيف ترين کاريه که تو عمرمون کرديم! خداييش اينطوريه؟

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم خرداد 1384ساعت 16:13  توسط محمد(مشق شب)  | 

عزیزم نمی خواهی زنگ بزنی
                                 منتظرم
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم خرداد 1384ساعت 15:52  توسط محمد(مشق شب)  | 

تركه مرده شور بوده، بعد از يه مدتي ميگيرنش دهنش رو سرويس ميكنن. رفيقاش ميپرسن بابا مگه اين بيچاره چي كار كرده بود؟ ميگن: اين پدرسوخته سوالاي شب اول قبر رو تكثير كرده بود بين مرده‌ها تقسيم مي‌كرد!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم خرداد 1384ساعت 15:42  توسط محمد(مشق شب)  | 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم خرداد 1384ساعت 15:30  توسط محمد(مشق شب)  | 


+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم خرداد 1384ساعت 10:23  توسط محمد(مشق شب)  | 

                                                    چه طوره؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم خرداد 1384ساعت 10:22  توسط محمد(مشق شب)  | 

 

ف عزیز فقط می تونم بگم چشم انتظارتم و دوستت دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم خرداد 1384ساعت 8:42  توسط محمد(مشق شب)  | 

وزش اول

نسیم اول

 

گیرم که نسل قبلی ما ها رو نمیشناسن...

 

فرض کنیم قدرمونو نمیدونن، تاثیرمونو، افکارمونو، عقایدمونو، احساساتمونو درک نمیکنن...

 

اما ما چیکار کردیم؟

 

هیچ شده با خودت تنها بشینی و فکر کنی که من چه تلاشی کردم که شناخته بشم؟

 

چه کاری کردم که بتونم افکارمو منتشر کنم؟ چه فعالیتی داشتم که هم فکرهامو دور هم

 

 جمع کنم؟

 

تا حالا شده به این فکر کنی که من چه نقشی داشتم؟ توی چی؟

 

توی اتفاقی که هر سال توی کتاب تاریخ می خوانم و نمره می گیرم و بی خیالش میشم تا

 

 سال بعد!

 

مشروطیت، انقلاب 57، جنبش ملی شدن نفت...درسته!

 

هیچکدوم از اینا به سن من و تو قد نمیده...

 

اما فکر نمیکنی دوم خرداد 76 یه ربطی به ما داره؟ فکر نمیکنی 16 آذر 83 یه چیزایی رو به یاد

 

 ما میاره؟ 18 تیر چیزی رو تو ذهنت زنده نمیکنه؟

 

فرض کنیم حق با ماست...

 

آره!

 

نسل قبلی هیچ تلاشی برای گسترش افکار و عقاید و نوآوری های ما نکردند...

 

هیچ اهمیتی به ما نمیدن... هیچ ارزشی برای حرفای ما قایل نیستن...

 

اما آیا خودمون برای همدیگه احترام قایلیم؟ آیا امروز که سرنوشتمون دست خودمونه بهش

 

 فکر می کنیم؟ آیا به این فکر می کنیم که هر اتفاقی توی 20-10 سال آینده ایران تاثیر گذار

 

 باشه توی سرنوشت و زندگی تک تک ما بیشتر از نسل اول و دوم تاثیر داره؟

 

نسیم حرفش اینه... که وقتی فکر میکنی هیچکس تو فکرت نیست حداقل خودت به فکر

 

 باش...

 

نسیم یه تریبونه... یه تریبون برای همه اونایی که حرفی برای گفتن دارند...

 

برای دلخوری هاشون، برای دغدغه هاشون، برای امید هاشون... تنها شرط نسیمی شدن

 

 مایوس نبودنه...

 

از امروز تا اون موقعی که ما نسل دومی بشیم و نسل سومی هی قضاوتمون کنن منتظر

 

وزیدن نسیم های شما هستیم...

 

نسیم ایرانی، نسیم امید...

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1384ساعت 19:55  توسط محمد(مشق شب)  | 


karikator

ممانعت از حضورکولایی درمناظره صداوسیما/کاریکاتوری ازبزرگمهرحسین پور
 لینک      

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1384ساعت 19:54  توسط محمد(مشق شب)  | 

تصاویر مراسم پاسداشت آزادی

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1384ساعت 19:53  توسط محمد(مشق شب)  | 

بيانيه دکتر مصطفي معين درباره حضور در رقابتهاي انتخابات رياست جمهوري
بسم الله الرحمن الرحيم

ملت عزيز و آگاه ايران!
پس از رد غيرقانوني و غيرمنطقي من و جمعي از داوطلبان زن و مرد و شخصيت‌هاي سياسي و مذهبي شناخته شده انتخابات نهم رياست جمهوري و اعلام مجدد صلاحيت، من در برابر دو راه قرار گرفتم:
1-كناره گيري از انتخابات و نپذيرفتن رويه اعمال شده،
2-حضور و شركت در انتخاباتي كه به دليل حذف برخي از سلايق و گرايش هاي موجود در جامعه كماكان با معيارهاي پذيرفته شده انتخابات آزاد فاصله دارد، اما فرصتي است براي پيشبرد گام به گام مسير اصلاحات و تداوم تلاش‌هاي جمعي اصلاح‌طلبانه به منظور دستيابي به مطالبات تاريخي انباشته شده در جهت دستيابي به دموكراسي و حقوق‌بشر در ايران.
با انتخابي دشوار روبه رو شدم ، به ويژه آنكه خود را با دو پرسش اساسي هم رو به رو مي‌ديدم:
1-پرسشي اخلاقي در برابر افكار عمومي، كه از نسبت ورود من در انتخابات از چنين مسيري مي‌پرسد كه به ظاهر مغاير عقايد و ديدگاه‌هاي اعلام شده‌ام مي‌باشد و مرا به چالش مي‌كشد.
2-سؤال از اقتدار دولت در صورت توفيق، كه اگر بخواهد از همين ابتدا تعاملاتي فراتر از چارچوب‌ها و اصول «قانون اساسي» ‌به عنوان «ميثاق ملي» بنيان‌گذارده و به اينجانب تحميل شود.
مسايل در همان مسيري كه به وجود آمده‌اند قابل حل نيستند، پس بايد در چشم‌اندازي نو و رو به آينده اما بر اساس همان مباني و رويكرد‌هاي روشني كه تا كنون اعلام كرده‌ام، تصميم مي‌گرفتم.
پيش از اين گفته بودم : « من انتظار دخالت و تجديد نظر خارج از موازين قانوني و حقوق شهروندي براي خود و ساير نامزدهايي كه به طور غير قانوني رد صلاحيت شده‌اند، نداشته و ندارم، در پي آن نيز نبوده و نخواهم بود و به آن تن نخواهم داد.»
گفته بودم :«هرگز مجري انتخابات استصوابي نخواهم بود.»
گفته بودم:«نيمي از مردم ما را امروز جمعيت خاموش تشكيل مي دهند. اين يعني وجود جمعيت منتقد اما ساكت. من براي دفاع از حق آنان هم پا به عرصه فعاليت نهاده‌ام. تلاش خواهم كرد حداقل سخنگوي بخشي از مطالبات اين جمعيت هم باشم و به تدريج و در عرصه عمل اعتماد و رضايت آنها را جلب كنم.»
گفته بودم:«من نيز به قانون اساسي نقد دارم اما در چارچوب همين قانون بايد آن را نقد كرد.
گفته بودم:«ضروري است با نگاه و رفتاري نو به «اصلاح دموكراتيك» امور كشور، استفاده از حق دخالت در سرنوشت و كم هزينه كردن راه پيشرفت كشور و دفاع از حقوق مخالفان و منتقدان خود حركت كنيم. اين يعني بالا بردن ظرفيت اداره كشور از طريق توانمند كردن آحاد شهروندان.»
گفته بودم: «اگر نقد قانون اساسي، قبول نداشتن حكم حكومتي فراتر از قانون، دفاع از حقوق مظلومان 18 تير و صراحت در بيان مطالبات ملت جرم است، پس مرا رد صلاحيت كنيد.»
گفته بودم : «من ادامه و پيشبرد برنامه اصلاحات را با رويكرد‌هاي علمي، اخلاقي و دموكراتيك ممكن مي‌دانم و براي تحقق آن بر خرد و كار جمعي و پاسخگويي مشترك در دفاع از حقوق مردم تأكيد دارم. در اين راه هيچ چشمداشت و انتظاري براي كسب قدرت، از هيچ مقام و مرجع و نهادي نداشته و ندارم. خود را در همه حال به خداي بزرگ و مردم بزرگوار مديون دانسته و مي‌دانم.»
بر مبناي آنچه بيان شد، ترديد‌هاي سنگين چنان در جانم رخنه كرده بود كه اگر راهي براي سنجش نظر همة ملت وجود داشت قطعاً آمدن يا نيامدن خودم را موكول به آن مي‌كردم، ولي به نظر مي‌رسد در اين فرصت كوتاه هيچ امكان ديگري به جز صندوق‌هاي رأي فرارويمان نمانده است.
براي گذر خردمندانه از اين آزمون خطير بايد به خداوند بزرگ روي مي‌آوردم و راه شنيدن صداي اهل نظر، دلسوزان كشور، احزاب، گروه‌هاي اجتماعي به ويژه زنان و جوانان، اصحاب علم و فرهنگ و سياست را بر خود مي‌گشودم. چنين كردم و در اين روزها با هر فرد و جمعي كه ممكن بود يا از من خواست نشستم و در مباحث مطرح شده در نشست سراسري روز پنج‌شنبه كه «برشي از جامعه فعال و اصلاح‌طلب كشور در عرصه انتخابات» به حساب مي‌آمد، بيشتر تأمل كردم، به خصوص آنكه با ارزيابي‌ها و استدلال‌هاي منطقي جوانان، زنان، دانشجويان، دانش‌آموزان و اقوام همراه بود و مرا به تعظيم در برابر تصميم و خرد جمعي مجاب كرد.
مي‌دانم گره‌هاي پيش رو فراوان است، مي‌دانم آنچه در اين ايام با آن رو به رو شده‌ام تصويري فشرده از واقعيت‌هاي پيچيدة بعد از انتخابات نيز هست، اما به اين نتيجه دشوار رسيدم كه بايد دوباره آمد و ايستاد تا وطن را بر پاية‌ قانون ساخت. بايد ايستاد نه براي عدم تفاهم و عدم تعامل كه بايد ايستاد بر پاية ميثاق مشترك ملي و ساختن ايراني آزاد و آباد و سرفراز. بايد پيچيدگي‌ها را گشود اما با رويكرد علمي، تدبير جمعي، شفافيت قانوني و قاطعيت عملي، پس به صحنه انتخابات برمي‌گردم اما با صراحت اعلام مي‌كنم:
1-من دلايل شوراي نگهبان را در رد صلاحيت خود شرعي و قانوني نمي‌دانم. در غير اين صورت قطعاً با ساز و كار فراقانوني در انتخابات شركت نمي‌كردم. آنچه اتفاق افتاد تجديد نظر در تصميمي بود كه من آن را قوياً غيرقانوني مي‌دانم. در همين جا نيز به ملت شريف ايران صريحاً اعلام مي‌كنم من چه قبل و چه بعد از رد و تاييد صلاحيت با هيچ مقام و مرجعي براي تاييد صلاحيت، چه رسمي و چه غيررسمي، چه علني و چه غير علني ديدار نداشته و هيچ درخواستي مطرح نكرده‌ام.
2-شوراي نگهبان در پاسخ مقام رهبري تاكيد كرد رد صلاحيت اينجانب و ديگر داوطلبان قانوني بوده است. من مصرانه از اين شورا مي‌خواهم دلايل قانوني عدم تاييد صلاحيت مرا به اطلاع عموم برساند. تاكيد مي‌كنم چه در سمت رياست‌جمهوري توفيق خدمتگزاري پيدا كنم و چه نكنم، اين خواسته قانوني را مصرانه پيگيري خواهم كرد تا شوراي نگهبان بداند كه موظف است در چارچوب قانون تصميم بگيرد و حقوق شهروندان را حفظ كند
3-معيار انتخابات آزاد ، تاييد صلاحيت اينجانب نيست. انتخابات هنگامي كاملاً آزاد است كه هيچ داوطلبي، به خصوص شخصيت هايي كه بخشي از گروه‌هاي اجتماعي را نمايندگي مي‌كنند ، خارج از موازين روشن قانوني رد صلاحيت نشوند. متأسفانه در اين انتخابات افراد واجد صلاحيت، خصوصاً شخصيت‌هايي با سابقه مبارزه طولاني در راه آزادي و عزتمندي مسلمانان بودند كه صلاحيتشان تاييد نشد و از حق حضور در انتخابات محروم شدند. من خود را موظف به دفاع از حقوق آنان و استفاده از سرمايه هاي انساني آنها مي‌دانم. به اين ترتيب شركت من در انتخابات به مفهوم ناديده گرفتن نقض حقوق اين داوطلبان نيست. به عكس ضمن محكوم كردن رد صلاحيت هاي غيرقانوني، خود را متعهد مي‌دانم در صورت انتخاب شدن براي برگزاري انتخابات كاملاً آزاد، همچون انتخابات دور دوم شوراها بكوشم. من از حقوق همه اشخاص و احزابي كه به استقلال و يكپارچگي ايران زمين معتقد هستند و مي‌خواهند در چارچوب قانوني اساسي به فعاليت بپردازند، دفاع خواهم كرد.
4-رد صلاحيت غير قانوني اينجانب و تعدادي از داوطلبان شناخته شده انتخابات رياست جمهوري نهم كه موجب رنجش افكار عمومي و محكوميت آن توسط اكثريت قاطع شهروندان ميهن، خصوصاً بخش‌هاي دانشگاهي و فرهنگي و موثر جامعه شد، تنها تصميم غير قانوني شوراي نگهبان محسوب نمي شود. در سالهاي اخير شاهد ابطال غيرقانوني آراي حدود 700 هزار شهروند تهراني در انتخابات دوره ششم مجلس و رد صلاحيت غيرقانوني و گسترده داوطلبان در انتخابات مجلس هفتم بوده‌ايم. من به منظور احقاق حقوق كساني كه در انتخابات مجلس ششم و هفتم به صورت غيرقانوني از ورود به خانه ملت يا رقابتهاي انتخاباتي محروم شدند، از آنان دعوت خواهم كرد در كابينه جديد يا در مديريت هاي كلان كشور شركت كنند.همچنين از چهره‌هاي برجسته‌اي كه به ناحق و به شكل غيرقانوني در دادگاهها محكوم شده‌اند و به آنان ظلم شده است، دعوت خواهم كرد در سطوح مختلف مديريت كشور حضور يابند تا ضمن دفاع از حقوق آنان و تقدير از ايستادگي‌شان، جامعه از تجربيات و مديريت اين انسانهاي خدوم، شريف و وارسته بهره‌مند شود. اين حق آنان و نفع كشور در جهت ثبات و اقتدار بين‌المللي است. دوباره تاكيد مي‌كنم من براي اصلاح مناسبات نادرست در ساختار قدرت آمده‌ام و در اين مسير علاوه بر نيروهاي لايق كنوني و نيز زنان و جوانان شايسته از نيروهاي محذوف و افرادي كه به ناحق با نظارت استصوابي از عرصه مديريت كشور كنار گذاشته شده‌اند و همچنين شهروندان ايراني از اقوام و مذاهب گوناگون كه تاكنون به سطوح عالي مديريتي كشور راه نداشته اند استفاده خواهم كرد.
5-عدم اعتقاد شوراي نگهبان به قانوني و عقلاني بودن " مشاركت همگاني " و " همه سليقه ها " در انتخابات، همچنانكه در نامه آن شورا تصريح شده است، يكي از دلايل مهم مخالفت من با نظارت استصوابي است. متأسفم كه شوراي نگهبان «مشاركت همگاني» و «همه سليقه‌ ها » را استثنايي و خارج از قاعده تلقي مي‌كند از اين رو رد صلاحيت ها و ابطال‌هاي غيرقانوني همچنان انتخابات آزاد را تهديد مي‌كند. راه آن لغو نظارت استصوابي و تغيير چنين نگرشي است. به علاوه اين ادعاي شوراي نگهبان كه قانون اساسي در مورد مشاركت همه آحاد ملت و صاحبان سلايق گوناگون صراحت ندارد، قبل از هر چيز اهانت به اين سند ملي است و نتيجه آن بي‌اعتبار كردن ميثاقي است كه خون‌بهاي شهيدان است. اگر به نسل جوان و جوياي تحول و ترقي و دموكراسي گفته شود قانون اساسي با حق شركت همه سلايق گوناگون در چارچوب قانون در انتخابات مخالف است و فقط در مقاطع استثنايي و با احكام استثنايي، آنان مي‌توانند به حق خويش نايل شوند، براي آن سند ملي چه اعتباري باقي خواهد ماند و با كدام استدلال مي توان شهرونداني را كه بر اثر همين تفسيرهاي غيردموكراتيك و آمرانه از «بن بست رژيم حقوقي» در جمهوري اسلامي سخن مي‌گويند، مجاب كرد؟ اصل تعيين دموكراتيك مقدرات ملي در صندق هاي اخذ راي، اصلي تعطيل بردار نيست كه صرفاً در برخي مواقع و با احكام حكومتي محقق شود. تعيين مقدرات هر نسل بايد توسط همان نسل و با مشاركت همگاني در انتخابات صورت پذيرد. اين همان اصلي است كه بنيانگذار جمهوري اسلامي بر بداهت آن تاكيد مي‌كردند و تصور آن را موجب تصديق آن مي‌دانستند . من به عنوان نامزدي كه هويت اعتقادي، سياسي و انتخاباتي خود را با منافع ملي و پيشبرد دموكراسي تعريف كرده‌ام و به ملت وعده داده‌ام كه معاونت ويژه‌اي در رياست جمهوري به امر مهم «حقوق بشر» اختصاص دهم، نمي‌توانم درباره جوانب تصميم غيرقانوني و مخالف حقوق بشري شوراي نگهبان ساكت بمانم و بر خلاف وعده هاي خود عمل كنم.
6-شهروندان ايران هنگامي در زير آسمان آبي صلح، ثبات، دموكراسي، رفاه، عدالت، معنويت، آزادي و حقوق بشر خواهند زيست و ابرهاي تيره تنگ نظري داخلي و جنگ افروزي خارجي را پس خواهند زد كه راه ناتمام اصلاحات تا منتهاي منطقي خود پيموده شود. ايستادگي ملت و رأي آگاهانه آنان در 27 خرداد ماه «جنگ»، «ماجراجويي»، «انسداد» و حتي «تحريم خارجي» را منتفي خواهد كرد، اگر مردم گام دوم اصلاحات را به همان بلندي گام اول در دوم خرداد 76 بردارند، ايران تازه در فرداي 27 خرداد از دل صندوق هاي راي برخواهد آمد. همچنانكه حماسه مردم در دوم خرداد رييس‌جمهور وقت آمريكا را به بازنگري در سياست هاي تحريمي خود عليه ايران واداشت تا با تغيير جهت گيري موشك‌هاي ضد ايران، به اظهار تأسف از كودتا عليه دولت قانوني و ملي و دموكراتيك دكتر مصدق و اعلام ندامت از حمايت هشت ساله ايالات متحده از صدام كشاند، اين بار نيز ايران نوزايي شده و تجديد توان يافته از صندوق هاي راي در 27 خرداد، مي تواند رييس جمهور كنوني آمريكا را به تجديد نظر در گفتمان ضد ايراني «محور شرارت» بكشاند. با اين تفاوت كه جنبش اصلاح طلبي ملت با بهره گيري از تجارب هشت ساله، در مرحله اظهار تاسف مقامات آمريكا توقف نخواهد كرد و مطالبات ملي را تا رفع تحريم ها و برقراري مناسبات عادلانه، انساني و برابر حقوق با آن كشور بسط خواهد داد. من در مقابل تنش‌آفريني‌ها و دشمن‌سازي هاي تبليغاتي عليه كشورهاي ديگر ، كه در جهت منافع ملي نيست، با تكيه بر دولت وحدت ملي و تفاهم با جهان خواهم ايستاد.
7-من يكبار ديگر با محكوم كردن سياست تحقير و تخفيف شهروندان ايران زمين كه با اعمال نظارت استصوابي شوراي نگهبان و برخلاف قانون اساسي و حق حاكميت ملت و حذف و طرد نخبگان كشور صورت مي‌گيرد، اعلام مي كنم مبناي نظم وهمه اقدامات در جمهوري اسلامي، قانون اساسي است و رييس جمهور به عنوان دومين مقام رسمي كشور مجري آن است و براي اجراي آن به كلام الله مجيد سوگند ياد مي‌كند. پس به نفع كشور است كه شيوه‌هاي فراقانوني پايان پذيرد و همه اركان حكومت به قانون اساسي به عنوان ميثاق ملي تمكين كنند زيرا كه در صورت نقض قانون اساسي، اخطار علني و قاطع رييس جمهور را همراه خواهد داشت. من به جز اين براي حاكميت قانون و پيشرفت ايران راهي نمي‌شناسم و يقين دارم برابري همگان در مقابل قانون و حاكميت آن راهي است كه به آبادي و ترقي ايران و بهروزي ايرانيان مي‌انجامد.
8-من در راه خطيري كه پا نهاده‌ام به ياري خداوند بزرگ و همة شهروندان ايراني اميدوارم و براي حركت قاطع در اين مسير سخت معتقدم بايد در مرحلة جديد كه «اصلاحات، گامي به پيش» نام گرفته است، از توان، همفكري و مشاركت همة نيروها براي تشكيل و پيشبرد «جبهه دموكراسي و حقوق بشر» كه هم‌اكنون عناصر سازنده آن در جريان انتخابات فعال شده اند بهره مند شوم. من اين نيروي عظيم خواهان دموكراسي، عدالت، حقوق بشرو آرمان‌هاي معنوي و آزادي‌خواهانه ملت را فقط براي تشويق شهروندان به دادن رأي نمي‌خواهم بلكه اين نيرو را پشتوانه‌اي محكم براي احقاق حقوق همه زنان و مردان ايران زمين به كار خواهم گرفت. اگر در اين انتخابات پيروز هم نشوم از تمام توانم براي تحقق «جبهه دموكراسي و حقوق بشر» استفاده خواهم كرد.
9-من آمده‌ام بر اساس همان ميثاق و برنامه عمل، در كنار مردم ،براي اعتلاي دين و آيين، توسعه علمي و منابع انساني ايران ، براي تداوم اصلاحات، براي مبارزه با قانون شكني‌ها، خود سري‌ها و تضييع حقوق اساسي ملت، براي رفع خطر بازگشت خودكامگي، براي آماده كردن مسير به سود كساني كه مي خواهند به كشور خدمت كنند، براي دفاع از حقوق همه شهروندان، همه زنان و مردان ايران زمين از هر قوم و مذهب و مشي سياسي، براي اين كه نشان دهم اصلاحات زنده و پويا نياز امروز ماست. براي اين كه ثابت كنم براي پيشرفت وطن بر اعتماد ملي و دستان پر توان همين جوانان بايد تكيه كرد، جواناني كه ميثاق‌نامة آنان را براي گشودن افق جديد امضاء كرده ام، براي اين كه اعلام كنم نه انفعال چاره كار است و نه دخالت خارجي،. براي اين كه ثابت كنم شرط پيروزي، ايستادگي، رنج بردن، ملامت كشيدن ولي استفاده از همه فرصتها و ظرفيتهاي ملي است. بر اين اعتقاد پاي مي‌فشارم كه جمهوري اسلامي ايران، خونبهاي همه شهيدان و حاصل انقلاب پرشكوه اين مردم، هرچند به اصلاح نيازمند است اما پايه و اساس حركت ما و متمايز كننده ما از همه كساني است كه پيشرفت و ترقي را با اصلاح از درون غيرممكن مي دانند.آمده ام استوار و مصمم، ثابت قدم در همه گفته ها و مواضع تا اعلام كنم با پيروزي مردم در انتخابات دوران قانون شكني به سر خواهد آمد و همه بايد در برابر ملت پاسخگو باشند. من آمده‌ام تا در صورت برگزيده شدن،عليه «توقيف فله‌اي مطبوعات»، استمرار بازداشت زندانيان سياسي، بازداشت وبلاگ‌نويسان و به طور كلي همة فعالان مطبوعاتي و رسانه‌هاي مجازي اقدام كنم. اين تعهد از رهگذر اعلام گزارش نوبه‌اي و علني در مورد وضعيت حقوق بشر و خطاب به ملت شريف ايران در چارچوب وظايف و اختيارات قانونی رئيس جمهور تحقق عملي خواهد يافت. آمده‌ام تا به همه ايرانيان، در درون و برون حكومت، اعلام كنم دست همه كساني را كه آماده پيمودن راه اصلاحات به منظور استقرار دموكراسي هستند مي‌فشارم و در كنار همة آنان خواهم بود
«فاصبر ان وعد الله حق و لا يستخفنك الذين لا يوقنون» ( سوره روم آيه 60 )

خدمتگزار كوچك مردم ايران
مصطفي معين
7 خرداد 1384
 
نوای پرشور«دوباره می سازمت وطن» حامیان معین در آزادی طنین افکن شد

نفس هایی که در سینه حبس کرده بودیم، بغض هایی که راه گلویمان را سد کرده بود و نیرویی را که در اندام جوانمان ذخیره کرده بودیم روز سه شنبه با تشکیل یک حلقه انسانی از ده ها جوان دختر و پسر تهرانی که از گوشه و کنار این شهر خود را به «نسل سومی های یاریگر معین» رسانده بودند در ستایش آزادی رها کردیم و فریاد برآوردیم تا در دورتادور نماد «آزادی» و «رهایی» ملت بزرگ ایران یک بار دیگر سرود آزادی را در آسمان تهران و ایران طنین انداز کنیم.
اگرچه از روزهای پیش ستاد نسیم اقدام به یارگیری برای برگزاری این مراسم باشکوه می کرد اما امروز جوانان مشتاقی بودند که بدون نام نویسی در این ستاد مشتاقانه کاورهای قرمز رنگ آراسته شده به شعار «یک برگ رای، سهم من از دموکراسی» به تن کردند و به تشکیل این حلقه انسانی یاری رساندند.
پس از اینکه جوانان تنها به فاصله یک متر از هم حلقه را تشکیل دادند پوسترهای دکتر معین به همراه شاخه های گل به روی دست رفت و برخی نیز اشعاری از شاعران بزرگ ایران چون احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث و... که در ستایش آزادی بر روی پلاکاردها نوشته بودند و بر فراز دست ها گرفتند.
یک ساعت پس از تشکیل «حلقه آزادی» جوانان تشکیل دهنده این حلقه به سمت قسمت زیرین برج حرکت کردند تا با سر دادن ترانه های یار دبستانی من، ای ایران و دوباره می سازمت وطن بر شکوه این مراسم بیافزایند. با تنگ تر شدن حلقه انسانی جمعیت یکصدا فریاد برآوردند «معین دوستت داریم». حرکت سمبلیک جوانان حامی معین با دست افشانی و تکرار سرود یاردبستانی به اتمام رسید.